دوستى پابرجا بود و مرگ او موجب تألم خاطرش را فراهم ساخت .
قهرمان براى ادامهء تحصيل راهى تهران شد و در دانشكدهء حقوق به تحصيل پرداخت و پس از اخذ ليسانس به زادگاه خود روستاى خرمآباد تربت حيدريه بازگشت و به كشاورزى اشتغال ورزيد و در سال 1338 به مشهد آمد و در اين شهر مقيم شد . چون درآمد ملكى كفاف مخارج او را نمىداد ، به استخدام بانك عمران درآمد و به كار پرداخت و بيش از يك سال و نيم در بانك خدمت نكرد و از آن دست كشيد . سرانجام به پيشنهاد دكتر فياض رئيس دانشكدهء ادبيات در آذرماه 1340 در كتابخانهء دانشكده مشغول كار شد و در سال 1367 پس از بيست و هفت سال خدمت بنا به تقاضاى خود بازنشسته گرديد .
قهرمان در دودمانى پرورش يافت كه بيشترشان اهل ذوق و شعر و ادب بودهاند و او نيز از ميراث خانوادگى بهره كافى گرفت و از همان كودكى به شعر و شاعرى پرداخت و در آغاز دوبيتىهاى روستايى و ضربالمثلها و لغات محلى را جمعآورى و يادداشت مىكرد و از چهاردهسالگى غزلهايى به لهجهء تربتى مىسرود و در سى سال اخير اين لهجه را بهطور جدى براى تمام قالبهاى شعرى به كار گرفت .
قهرمان اگرچه در انواع شعر طبعآزمايى كرده ، اما بيشتر به غزلسرايى پرداخته و به نام شاعرى غزلسرا شناخته شده است . او در سبك هندى شعر مىسرايد و شعرش از استحكام و انسجام و لطف خاصى برخوردار مىباشد و امروز يكى از بهترين غزلسرايان معاصر شناخته شده است و غزل را استادانه مىسرايد .
از آثار او ، تصحيح و مقابلهء ديوان شهاب ترشيزى ( متوفى 1216 ) است كه به عللى از چاپ آن چشم پوشيد و نيز ديوان صيدى تهرانى و صائب تبريزى و كليم همدانى را تصحيح و به چاپ رسانيد و ديوان ناظم هروى و ميرزا رضى دانش مشهدى را براى طبع آماده كرده است و همچنين چند سالى است كه گردآورى منتخبى از اشعار گويندگان و شاعران هندىسرا را پى گرفته . اميد است روزى به اتمام آن توفيق يابد .
پروانهء نجات
مردن به راه عشق ، به منزل رسيدن است * چون موج از ميانه به ساحل رسيدن است
در خاك و خون تپيدن افتادگان عشق * از پيچوتاب راه به منزل رسيدن است
پرداختن ز درد دل خود به درد خلق * با يك دل شكسته به صددل رسيدن است