تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2818

مساهمون:

ص٢٨١٨

زشت كى بيند نكو آيينه را

يا منه در روبرو آيينه را * يا چو زنگى بد مگو آيينه را در حقيقت دشمن خويش است و بس * آنكه مىخواند عدو آيينه را از پليدان حال پاكان را مپرس * زشت كى بيند نكو آيينه را اين پليديها ز خلق و خوى ماست * خويش را مىشو ، مشو آيينه را همدمى يكروتر از آيينه نيست * گرچه مىباشد دورو آيينه را يك‌دو دم خود را ببين و دم مزن * تار سازد گفتگو آيينه را گر ندارى طاقت ديدار خويش * يار ديگر جو ، مجو آيينه را دوستان آيينهء يكديگرند * مىكنم تقديم او آيينه را