خود را به رهبرى دكتر شريعتى پى گرفت . در سال 1351 دستگير و زندانى شد و جمعا چهار سال در زندانهاى مشهد و قزلقلعه و اوين بسربرد و پس از رهايى از زندان در سال 1355 در دفتر نشر فرهنگ اسلامى تهران به ترجمه و تصحيح كتب اشتغال ورزيد و پس از پيروزى انقلاب اسلامى يك سال در سمت مديريت كل اوقاف و سال بعد به عنوان مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامى خراسان خدمت كرد . پس از آن ، از شغل ادارى دست كشيد و چون به زبان و ادبيات عربى تسلط داشت در سالهاى اخير در دانشكدهء ادبيات مشهد و يكى دو دانشكدهء ديگر ادبيات فارسى تدريس كرد .
قدسى شاعرى آزاده بود و با عزت نفس زندگى كرد و براى دوستانش يارى وفادار و گرهگشاى مشكلاتشان بود ، مردى رك و صريح اللهجه و قاطع بود و سرانجام در بيست و يكم آذرماه سال 1368 چشم از جهان فروبست و در كنار جودى شاعر اهل بيت در يكى از غرفههاى صحن نو به خاك سپرده شد .
شاعر نامدار خراسان ، احمد كمالپور ماده تاريخ فوت او را بدينگونه آورده است :
" جودى " از جمع شاعران برخاست * « سر " قدسى " گرفت در دامن »
قدسى شاعرى توانا و خوشقريحه بود و در سبك هندى شعر مىسرود و از انواع شعر فارسى ، به غزلسرايى گرايش بيشترى داشت و غزل را هم خوب مىسرود . از آثار او ، كتاب ياران پيامبر ، طبع و نشر شد . ديوان اشعارش از طرف ادارهء كل فرهنگ و ارشاد اسلامى خراسان و به همت بزرگ شاعر غزلسراى خراسان ، محمد قهرمان در سال 1370 منتشر شد . « 1 »
در اميد
اينجا كسى به كنج قفس سر نمىزند * مرغ دلى به خاطر ما پر نمىزند
اى شمع چون تو سوخت سراپاى ما ، ولى * پروانهاى به خانهء ما سر نمىزند
من آن گياه سوخته بختم كه ابر هم * آبى بر آتش دلم آخر نمىزند
آزاده آن بود كه به درياى بيكران * دل همچو موج از پى گوهر نمىزند
هامش
( 1 ) - محمد قهرمان شاعر گرانمايه و نويسندهء محقق ، شرح حال جامع و محققانهاى بر ديوان مرحوم قدسى نگاشتهاند كه نگارنده در اين شرح حال از آن بهره گرفتهام .