تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2779

مساهمون:

ص٢٧٧٩
دكتر قاضى غير از مقالات متعددى كه در نشريات علمى از او به چاپ رسيده ، داراى تأليفات و ترجمه‌هاى زير است كه طبع و نشر گرديده : 1 - اصول علم سياست ، 2 - جامعه‌شناسى سياسى ، 3 - حقوق اساسى و نهادهاى سياسى ، 4 - جامعه‌شناسى حقوق ، 5 - براى يك قانون اساسى بهتر ، 6 - شهروند و دولت . در ضمن تعداد ديگرى كتب تاريخى و ادبى دارد كه هنوز به زيور طبع آراسته نگرديده است .

تضمين غزل خواجه حافظ

شب است و ظلمت و كس نيست محرم رازم * كه دل به نورِ حضورش ز غم بپردازم نه همدمى كه به دو نقدِ عمر دربازم * نه تابِ زيستن و نى توانى پردازم « نماز شام غريبان چو گريه آغازم » * « به مويه‌هاى غريبانه قصّه پردازم » چنان گرفته دلِ من ز ياد يار و ديار * كه در حَضَر چو سفر كرده مىكشم آزار نه خانه‌خانه و نه اهل خانه جز اغيار * كجاست خيل حبيبانِ رفته از ديدار ؟ « به ياد يار و ديار آن‌چنان بگريم زار » * « كه از جهان ، ره و رسم سفر براندازم » منم كه يكّه و تنها در اشتياق حبيب * بريده‌ام ره دشوار در فراز و نشيب نه چشمه‌ايست هويدا نه جرعه‌ايست نصيب * زمانه حيرتم افزوده در سرابِ فريب « من از ديارِ حبيبم نه از بلادِ غريب » * « ميهمنا به رفيقان خود رسان بازم » چو آتش افتد و در بوستان شرر گيرد * درختِ پير به از شاخِ تازه درگيرد كسى كه عشق به پيرانه سر ز سر گيرد * ز عقلِ عافيت‌انديش كى خبر گيرد « خرد ز پيرى من كى حساب برگيرد » * « كه باز با صنمى طفل ، عشق مىبازم » فضاى وحشت دهليز ، بسته راه نفس * نمانده روزن نورى به قدرِ بال مگس طنين فكنده ز هر سو صداى پاى عَسَس * ملال غربت انسان خداى داند و بس « بجز صبا و شما دلم نمىشناسد كس » * « غريب ، من كه بجز باد نيست دمسازم »