تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2758

مساهمون:

ص٢٧٥٨
محسن فيض نامگذارى كرده‌اند . فيضى از به دو تشكيل انجمن ادبى صبا ، اقدام به طبع و نشر آثار ادبى به شرح زير نموده : نشريه ماهيانه انجمن كه شش دوره مرتب انتشار يافت ، نبيذ كهن در ساغر سخن ، صهباى سخن ، تصحيح و شرح ديوان سنجر كاشانى ، شرح و تصحيح ديوان حكيم فضل الدّين محمد مرقى كاشانى كه در چاپ دوم آن رسالهء المفيد للمستفيد ضميمه آن گرديد ، مشواق فيض كاشانى با مقدمه و شرح ، هديهء نوروزى . ديگر از كارهاى ادبى او كه هنوز توفيق چاپ آن را نيافته است : تصحيح و تحشيهء كليات محتشم كاشانى ، تصحيح و شرح جنگ صدر المتألهين كه كتابى سودمند است ، كليات فيض كاشانى كه علاوه بر تصحيح اشعار قريب چهار هزار ابيات بازيافته كه از نسخ خطى استخراج شده است ، تذكره خاندان فيض و ملا صدراى شيرازى ، ترجمه و شرح المعرب جواليقى ، مجموعه آثار باستانى كاشان ، تصحيح و تحشيه 12 رساله اعم از تازى و پارسى فيض كاشانى . فيضى پس از ارتحال استاد منشى كاشانى تاكنون انجمن ادبى صبا را داير نگاه داشته و همه هفته آن را تشكيل مىدهد . ديوان اشعار فيضى قريب به پنج هزار بيت است كه در صدد جمع‌آورى و طبع گزيدهء آن مىباشد . فيضى عقيده دارد دوران سرايش غزل سرآمده و به شاعران جوان توصيه مىكند كه نسبت به رسالت سنگين و تاريخى خود بيشتر توجه داشته باشند .

بهار نوميدان

بهار آمد و ما را نشد بهار پديد * كه نيست سايه شادى به روزگار پديد هزار بر دل نوميد نوحه خواند و گذشت * نگشت بلبل طبع اميدوار پديد نه مهر را سر مهرى به صبح مشتاقان * نه ماه را خط نورى ز شام تار پديد به باغ ، قمرى سرگشته تعزيت‌خوان بود * به ديده ، سرو سيه‌پوش غمگسار پديد نه برق خندهء ابر است شرط شادى دى * سرشك او شود از قلب داغدار پديد به قدر حوصله برگير دانه از خرمن * شود فراق ز ثقل زيادخوار پديد حريم حرمت پيران نگاه دار كه چرخ * هزار نقش برآرد به هر بهار پديد به آستانهء او جان به كف رود « فيضى » * ولى اشارت چشمى نشد ز يار پديد