محسن فيض نامگذارى كردهاند .
فيضى از به دو تشكيل انجمن ادبى صبا ، اقدام به طبع و نشر آثار ادبى به شرح زير نموده : نشريه ماهيانه انجمن كه شش دوره مرتب انتشار يافت ، نبيذ كهن در ساغر سخن ، صهباى سخن ، تصحيح و شرح ديوان سنجر كاشانى ، شرح و تصحيح ديوان حكيم فضل الدّين محمد مرقى كاشانى كه در چاپ دوم آن رسالهء المفيد للمستفيد ضميمه آن گرديد ، مشواق فيض كاشانى با مقدمه و شرح ، هديهء نوروزى .
ديگر از كارهاى ادبى او كه هنوز توفيق چاپ آن را نيافته است : تصحيح و تحشيهء كليات محتشم كاشانى ، تصحيح و شرح جنگ صدر المتألهين كه كتابى سودمند است ، كليات فيض كاشانى كه علاوه بر تصحيح اشعار قريب چهار هزار ابيات بازيافته كه از نسخ خطى استخراج شده است ، تذكره خاندان فيض و ملا صدراى شيرازى ، ترجمه و شرح المعرب جواليقى ، مجموعه آثار باستانى كاشان ، تصحيح و تحشيه 12 رساله اعم از تازى و پارسى فيض كاشانى .
فيضى پس از ارتحال استاد منشى كاشانى تاكنون انجمن ادبى صبا را داير نگاه داشته و همه هفته آن را تشكيل مىدهد . ديوان اشعار فيضى قريب به پنج هزار بيت است كه در صدد جمعآورى و طبع گزيدهء آن مىباشد .
فيضى عقيده دارد دوران سرايش غزل سرآمده و به شاعران جوان توصيه مىكند كه نسبت به رسالت سنگين و تاريخى خود بيشتر توجه داشته باشند .
بهار نوميدان
بهار آمد و ما را نشد بهار پديد * كه نيست سايه شادى به روزگار پديد
هزار بر دل نوميد نوحه خواند و گذشت * نگشت بلبل طبع اميدوار پديد
نه مهر را سر مهرى به صبح مشتاقان * نه ماه را خط نورى ز شام تار پديد
به باغ ، قمرى سرگشته تعزيتخوان بود * به ديده ، سرو سيهپوش غمگسار پديد
نه برق خندهء ابر است شرط شادى دى * سرشك او شود از قلب داغدار پديد
به قدر حوصله برگير دانه از خرمن * شود فراق ز ثقل زيادخوار پديد
حريم حرمت پيران نگاه دار كه چرخ * هزار نقش برآرد به هر بهار پديد
به آستانهء او جان به كف رود « فيضى » * ولى اشارت چشمى نشد ز يار پديد