تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2752

مساهمون:

ص٢٧٥٢

نمىدانم چرا

گاه غمگينم گهى شادم ، نمىدانم چرا * گه گرفتارم گه آزادم ، نمىدانم چرا گاه مىگريم چو ابر نوبهارى بىسبب * گه عبث خندان و دل‌شادم ، نمىدانم چرا گاه فرمان مىبرم چون بردگانِ زرخريد * گاه با جمعى درافتادم ، نمىدانم چرا گاه چون صيدى كه مىافتد به دام عشق يار * گه پى صيدى چو صيّادم ، نمىدانم چرا گاه شيرينم چو قند و گاه تلخم همچو زهر * گه چو ديو و گه پرىزادم ، نمىدانم چرا گاه باشم مهربان و دل‌رحيم و گه به خشم * گه ضعيفان را به امدادم ، نمىدانم چرا گاه چون دريا خروشانم گهى آرام و رام * گه رسد تا آسمان دادم ، نمىدانم چرا گاه شاگردم به مكتب‌خانهء استاد عشق * گاه مىخوانند استادم ، نمىدانم چرا گاه مىگويم چه مىشد گر نبودم اى فلك * گاه مىگويم خدا دادم ، نمىدانم چرا گاه باشم چون « فهيمى » بىجهت مبهوت و مات * گاه در غوغا و فريادم ، نمىدانم چرا
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2752 | سيد محمد باقر برقعى