تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2736

مساهمون:

ص٢٧٣٦

عزم و دانش

مرد اگر مردانه باشد ، طالع و تقدير چيست * شكوه از كج گردى گردون و چرخ پير چيست ؟ چرخ ، كج گردى نداند زادهء اخلاق توست * گر كند كج گردشى ، خود كرده را تدبير چيست ؟ مىكند تقدير يزدان چون تو باشى مرد كار * خود نه‌اى مرد عمل تقدير را تقصير چيست ؟ تا به كى بر گردنت افتاده قيد بخت و شانس * پاى عقلت بسته از عقلت در اين زنجير چيست ؟ گنج در رنج است و در زحمت مگر بينى به خواب * گنج را بىرنج اگر ديدى ، بگو تعبير چيست ؟ نيست راهى جز صراط المستقيم سعى و كار * ختم و اوراد و طلسم و چلّه و تسخير چيست ؟ عقل گويد لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى * قول يزدان است‌بسم اللّه بگو تفسير چيست ؟ مىتوانى گشت از سعى و عمل با بخت يار * آدمى را كار ، قارون مىكند ، اكسير چيست ؟ كار ايزد كرده فكر باز و بازوى بشر * عقرب نحس فلك را در زمين تأثير چيست ؟ گر كه توأم گشت باهم عزم و دانش « فلسفى » * پيش عزم آهنينش طالع و تقدير چيست ؟

مفارقت دوستان

كج گردشى چه مىشد اگر آسمان نداشت * يا اين همه خدنگ بلا در كمان نداشت خوش بود آن جوانى قد چو سرو ، اگر * دنبال ضعف پيرى و قد كمان نداشت مىشد بريم لذّتى از چار روز عمر * بارى اگر بهار جوانى خزان نداشت آرى حيات و زندگى جاودان خضر * خوش بود اگر مفارقت دوستان نداشت