تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2739

مساهمون:

ص٢٧٣٩
جغرافياى مفصل ، تاريخ غزنويان ، ترجمهء سلطنت قباد و مزدك اثر كريستين سن ، منظومهء بيچارگان ، منتخب اشعار ويكتور هوگو ، فرهنگ فلسفى ولتر ، داستانهاى كوتاه از نويسندگان بزرگ ، و چند اثر ديگر .

افسانهء عمر

خواهم كه دل از حيات برگيرم * زى كشور نيستى سفر گيرم وين عمر قصير سست بنيان را * مردى كنم و قصيرتر گيرم گر مرگ به كام آدمى زهر است * اين زهر به كام وى شكر گيرم پروانه به روى گل قرارش نيست * من از چه به روى گل مقر گيرم ؟ پرواز اگر كه بال‌وپر خواهد * از همّت مرگ ، بال‌وپر گيرم اندر پى نام ، روز و شب تا چند * دنبال فضيلت و هنر گيرم وز آتش عشق اين و آن تا كى * ياقوت روان ز چشم تر گيرم تا جان برهد ز تنگناى تن * روز و شب عمر بر هدر گيرم برخى شبم ، كز آسمان هر شب * راهى سوى عالم دگر گيرم با همّت ديده نقشى از هستى * بر لوح اميد از آن صور گيرم چون پرده ز روى چرخ برگيرند * ز اسرار نهفته پرده برگيرم گويم كه بلندآسمانا چند * بر گيتى پست خواب و خور گيرم ؟ وين بيد بن تهى ميان تا كى * آراسته سرو كاشمر گيرم ؟ وز حسرت گوهرانت اى گردون * از قلزم ديدگان گهر گيرم ؟ بس گردش روز و شب دلم فرسود * چند اين ره رفته را ز سر گيرم ؟ برگير مرا ز خاك تا يك‌دم * اين زهرهء چنگ زن به بر گيرم و آن كلك كه جز خلاف ننگارد * زين كهنه دبير خيره‌سر گيرم وين قلب گداخته ز اندُه را * از تير شهاب نيشتر گيرم بسيار شبا كز آسمان شبگير * با ديدهء خون‌چكان نظر گيرم وز حسرت اختران سحرگه خشم * چون مهر دمنده بر سحر گيرم افسانهء عمر سخت محنت‌زاست * آن به كه فسانه مختصر گيرم
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2739 | سيد محمد باقر برقعى