جوابى بس متين دادش برادر * كه اى بر ظاهر هر چيز مفتون
نه اين كاخ است خود قصر بهشتى * فساد و هرزهكارى است كانون
بر اهل كاخهاى بس مجلّل * زند روزى مر اين گردون شبيخون
رود بر باد كبر و آز و شهوت * شود چون كاه روى چون طبرخون
اثر نز كاخ مىماند نه اهلش * نه از مال و نه از بار و نه از هون
چو ما را بهره جز رنج از جهان نيست * نه عيش و نوشمان نى كاخ مسكون
كس آزار و ستم از ما نبيند * ز حب و مهر قلب ماست مشحون
خوريم از قوّت بازوى خود نان * به كس هرگز نمىباشيم مرهون
بهشت واقعى جاويد ما راست * به لطف مهربان دادار بىچون
« فقيهى » اندر اين دهر پرآشوب * به راه خدمت خلق است برهون
محبّت متقابل
بايد كه محبّت ز دو جانب باشد * قلب دو طرف به مهر راغب باشد
چون تابش نور مهر باشد ز دو سو * آن دوستى استوار و جاذب باشد
احتياط و پرهيز
بر چهرهء آن بت دلاويز نگر * چشمان خمار فتنهانگيز نگر
ديوانه ز عشقش ار كه خواهى نشوى * بر وى به صد احتياط و پرهيز نگر