تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2728

مساهمون:

ص٢٧٢٨
جوابى بس متين دادش برادر * كه اى بر ظاهر هر چيز مفتون نه اين كاخ است خود قصر بهشتى * فساد و هرزه‌كارى است كانون بر اهل كاخهاى بس مجلّل * زند روزى مر اين گردون شبيخون رود بر باد كبر و آز و شهوت * شود چون كاه روى چون طبرخون اثر نز كاخ مىماند نه اهلش * نه از مال و نه از بار و نه از هون چو ما را بهره جز رنج از جهان نيست * نه عيش و نوشمان نى كاخ مسكون كس آزار و ستم از ما نبيند * ز حب و مهر قلب ماست مشحون خوريم از قوّت بازوى خود نان * به كس هرگز نمىباشيم مرهون بهشت واقعى جاويد ما راست * به لطف مهربان دادار بىچون « فقيهى » اندر اين دهر پرآشوب * به راه خدمت خلق است برهون

محبّت متقابل

بايد كه محبّت ز دو جانب باشد * قلب دو طرف به مهر راغب باشد چون تابش نور مهر باشد ز دو سو * آن دوستى استوار و جاذب باشد

احتياط و پرهيز

بر چهرهء آن بت دلاويز نگر * چشمان خمار فتنه‌انگيز نگر ديوانه ز عشقش ار كه خواهى نشوى * بر وى به صد احتياط و پرهيز نگر