تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2717

مساهمون:

ص٢٧١٧
باشد و با هنر خود در كار پيروزى طبقات مردم محروم سهيم باشد . وى چندين سال است كه در خارج از كشور بسرمىبرد .

به‌سوى زندگى

بر آن جنگل ، بر آن هامون ، بر آن‌سو * بر آن درياى پهن بيكرانه بر آن مرمرتراش قامت او * بر آن چشم سياه جاودانه
* *
بر آن ساغر كه لبريز است از مى * بر آن آواز افسون شباهنگ بر آن نغمه ، كه خيزد از لب نى * بر آن گلهاى زرد و صورتىرنگ
* *
بر آن نيلوفر پيمان و گردان * بر آن فرش كبود آسمانى بر آن امواج بىباك خروشان * بر آن پاكى و عشق جاودانى درشت و روشن و زيبا نوشته‌ست * همه باهم به‌سوى زندگانى

تلخ

سخت اندوهناك و پريشم * امشب از ياد بگذشته‌اى دور غم بيالوده با نغمهء من * بوى مرگ آيدم از ابن گور
* *
چشم جادويى آرد پيامى * از غم و اضطرابى پشيمان ياد بگذشته‌اى تلخ و شيرين * خيزد اندر خيالم پريشان
* *
مىنشيند كنارم پرىوار * چنگ در مويم اندازد آرام بوى عود آيد از كلبهء من * عطر مرگ دلاويز ايّام
* *