تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2679

مساهمون:

ص٢٦٧٩
خود اندر اين آتش ز پا تا سر نسوزند روى زمين جولانگه كفر و تباهى است پر از سياهى است * ققنوس را چون اين ندا پيچيد در گوش از سُكرِ هستىبخش آن شد مست و مدهوش پس بانگ برزد از جاى برخاست از بهر قربانى شدن خود را بياراست بر طارم افلاك ، آواز رهايى سرداد آن دلدادهء عشق خدايى تسبيح‌خوانان ، شد بدان آتش نگونسار گرديد زان رو « مظهر اخلاص و ايثار » * آنكه به پاداش چنين ايمان و ايقان حق داد فرمان : تا بردمد روح القدس در بستر او ققنوس‌ها زايند از خاكستر او تا در جهان آيات حق پاينده ماند آزادى و آزادمردى زنده ماند