ما امانتدار تاريخيم :
پشت ما مجروحِ هر شلاق
پيكر ما زخمىِ هر تير
قلب ما آماجِ هر رگبار
پاى ما در بندِ هر زنجير
همصدا با صداى « درد »
همنوا با هر نواى « داد »
با كژى ناساز و ناهمگون
با دوستى همره و همزاد
* ما امانتدار تاريخيم :
از ظهور « مزدك » و « مانى »
تا تلاش و جهد « افغانى » « 1 »
از قيام قوم « سر بر دار » « 2 »
تا ستيز « باقر » و « ستّار »
از « خيابانى » و از « پسيان »
تا زعيم گيل « كوچك خان »
« حشمت » و « ژوليده » « 3 » ، « كسمايى » « 4 »
تا به « ابراهيم فخرايى »
از بسا گمنام و ناگفته
تا « شهيدان به خون خفته »
هامش
( 1 ) - سيد جمال الدّين اسدآبادى
( 2 ) - سربداران
( 3 ) - محمود خان ژوليده ، مجاهد جنگل ، جوان پاكبازى كه در جنگ منجيل زخمى شد ، او را كه هنوز نمرده بود جهت مداوا به قزوين بردند ، ولى حاضر نشد كه جراحاتش بهوسيلهء انگليسىها التيام پذيرد و مىگفت كه مرگ را به مرهمگذارى دشمنان وطن ترجيح مىدهد ( نقل از كتاب سردار جنگ ، ص 134 ) .
( 4 ) - ميرزا حسين خان كسمايى آزاديخواه معروف و مدير روزنامهء جنگ .