ايران سربلند من
مِهر جانان را سرشتند از ازل با جانِ من * رشتهء جان متصل گرديده با جانان من
گوهرى از جان گرامىتر نمىدانم به دهر * بىبها در راه جانان است نقدِ جان من
سرسرى نشمارى اى دل اين محبّت را كه هست * از صميم قلب مشتاق و بن دندان من
در وجودم از شرار آتش حبّ الوطن * شعلهورتر شد لهيب سركش نيران من
آنچنان پيمان عشقش در دل آمد استوار * كز گذشت روزگاران نگسلد پيمان من
مهر ميهن ريشه در جان دارد و بگرفته است * عشق بىريب و ريايش نشأت از ايمان من
فخر اگر ايران فروشد بر جهان نَبوَد عجب * شهرت و آوازهاش بررفته تا كيوان من
مىدرخشد نام آن بر تارك آفاق و هست * ياد آن در سينهء تاريخ جاويدان من
از زبان و از نژاد و قوم و از قوميّتش * گفتنى بسيار دارد دفتر اوراق من
مهد علم و دانش است و معدن فضل و هنر * موطن نامآوران و دانشى مردان من
خود عيان مىگويدت : مامِ وطن ، برخاستند * سعدى و فردوسى و حافظ هم از دامان من
از ارس تا چابهار و از خوزستان تا سرخس * خاكِ زرخيز وطن در ديده شد يكسان من
نيست فرقى بين كرمان و رى و تبريز و رشت * بيرجند و مشهد و شيراز و اصفاهان من