بود ، با قبول پست رياست ستاد كل ارتش و هماهنگكننده نيروهاى مسلح كشور به احياء ارتش جمهورى اسلامى همت گماشت و در روز بيست و نهم فروردين 1358 نيروهاى زمينى ، هوايى ، دريايى و هوانيروز را به نمايش گذارد و از آن روز تاكنون همهساله اين روز به نام روز ارتش با تشريفات باشكوهى برگزار مىشود .
فربد ، صرفنظر از مراتب نظامى در زمينههاى فلسفى و عرفانى و ادبى و سياسى اهل بصيرت و اطلاع است و از سال 1337 سلسله مقالاتش در مجلهء ماهنامهء ارتش به چاپ مىرسيد كه در سال 1342 همان مقالات به نام " ما و استعمار " بهطور جداگانه منتشر شد و در سال 1344 همين كتاب تحت عنوان " سرنوشت استعمار ايران " بار ديگر به چاپ رسيد و همچنين مقالاتى دربارهء مسائل استراتژيكى خليج فارس و درياى عمان و اقيانوس هند و نيز دربارهء مسائل مربوط به نفت در كشورهاى مجاور خليج فارس و ميزان اهميت آن ضمن مقايسه با ساير منابع نفتى ديگر نقاط جهان مقالات تحقيقى نوشت كه در همان مجله چاپ شد .
ناصر فربد پس از بركنارى از ارتش در سال 1354 مبادرت به نشر دو كتاب يكى سياسى - تاريخى به نام " عصر استعمارزدايى " و ديگرى فلسفى - عرفانى تحت عنوان " ادراك من از هستى " كرد كه اولى در سال 1355 و دومى در سال 1356 منتشر شد كه با استقبال روبهرو گرديد .
ناصر فربد در سال 1347 مقدارى از اشعار و نظرات فلسفىاش به وسيلهء انجمن ادبى سعد جمعآورى و تحت عنوان نوپردازى در عرفان و فلسفه منتشر شد . وى در كتاب " ادراك من از هستى " به شيوهاى شعرگونه ( نظم و نثر ) خالق هستى را با صفت خرد مطلق نام مىبرد و انسان را تنها پديدهء آگاه فعلى جهان را جزيى از آن خرد مىشمارد و مغز حاوى اين خرد را شگفتانگيزترين پديدهء مادى طبيعت مىداند و نيز قدرت شناخت انسان را كه ابزار آن ذهن است حيرتانگيزترين كيفيت جهان هستى مىشناسد ، ذهنى كه دائما در تلاش است كه با شناخت جزء به كل برسد و بهتدريج با انديشه و علم از خودشناسى به جهانشناسى پرداخته و با مهار كردن نيروهاى طبيعت سرانجام به هستى ، نقش انسانى و براى انسان وحدت با خرد مطلق ميسر سازد .
اينك نمونههايى از " راه خرد " و نمونههاى ديگر اشعار عرفانى او :
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2610
مساهمون: سيد محمد باقر برقعى
ص٢٦١٠