تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2608

مساهمون:

ص٢٦٠٨

آتش زير خاكستر

آتش اندر زير خاكستر دوامش بيشتر * چون برون آيد شود خاموش يا خاكسترا غنچه تا نشكفته آزاد است امّا چون شكفت * يا بچينندش به خوارى يا بريزد پرپرا

حجاب

هشيار مدان مست و خرابند اين‌ها * بيدار گمان مكن كه خوابند اين‌ها با كشف حجابيان دم از نصّ كتاب * بيهوده مزن كه بىكتابند اين‌ها

زن و فرزند

هر خانه كه زن در آن بود زندان است * زندان به خدا قسم به از زندان است زندان ابد كه زندگى مىنامند * آنجاست كه زن در آن و فرزندان است

در فاميل ما

اين من آن مَردم كه با يك زن از اوّل ساخته * نيست تا آخر جز اين زن در سرايم هم‌سرا هيچ مردى را دو همسر نيست در فاميل ما * سر يكى همسر يكى آسوده هم سر هم سرا