ز ازل تا ابد از ملك وجود * چه همىكاست گر اين ذرّه نبود ؟
خوشترين دم كه در عالم ديدم * به همين بازپسين دم ديدم
زان كه دارم ز جهان مىگذرم * از سر كون و مكان مىگذرم
به حيات اينقدرم زهر در است * كه ممات و سكراتم شكر است
اى خوشا بار دگر گنج عدم * اى خوش آن عالم بىرنج و الم
اى خوش آن جايگه خواب ابد * كه تن از محنت جان بازرهد
بستر راحت و آغوش وفا * آخرين جاى اميد ضعفا
سر راه ابد اى تيرهء خاك * آستان عدم از تودهء خاك
بوى تو راحت جان مىبخشد * عطر گلزار جنان مىبخشد
اى مرا مادر با مهر و وفا * آمدم سوى تو بازو بگشا
آمدم داغ به دل ، خون به جگر * از سيهكارى فرزند بشر
سايهء بال تو خرّمجاييست * بهترين منزل و خوش مأوايىست
قدرت ظلم بدانجا نرسد * به كسى دست تعدّى نرسد
ذلّت و ضعف به هم توأم نيست * ستم طالع وارون هم نيست
مرحبا از مَنَت اى طرفه مقام * بر تو اى حفرهء تاريك سلام
تحيّر
گم شد رهم به دشت نشان قدم كجاست * فرسوده شد قدم ز تكاپو حرم كجاست
آن را كه خيمه در طلب او برون زديم * بهر خدا بگو كه سواد خيم كجاست
بالوپرم به ساحت بيگانه پاك ريخت * آن شاخسار انس كه سويش پرم كجاست
مشگين ستارگان شبم ، طعنه مىزنند * شمشير برقزاى شه صبحدم كجاست
اين رهبران به نقطهء لا ادرىام برند * دستى ز دستگير مروّتشيم كجاست
تفسير وحى و باطن تنزيل گو مخوان * ما را سر مباحث پرپيچوخم كجاست
شوريده را كه باز نداند سر از قدم * امكان فحص و بحث حدوث و قدم كجاست
كيهان زبون ز قوّهء بىمشعر قضاست * كس را مجال دم زدن از بيشوكم كجاست
جسم ضعيف را به ره سيل حادثات * دست ستيز و قدرت لا و نعم كجاست
در كشور وجود به جايى نرفت راه * آن ره كه مىرود به ديار عدم كجاست