تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2512

مساهمون:

ص٢٥١٢
گر توبه مىكنى كه كنى بر دلم وفا * آنگاه توبه كن كه به ميخانه مىروى گفتى كه مى نخورده روم جانب نماز * پيمان شكسته بر سر پيمانه مىروى شايد كه پند نغز « عطارد » كنى قبول * دام است با شتاب سوى دانه مىروى

هميشه بهار

به شب مىنمايى ، شهابى مگر * تمنّاى مطلق ، صوابى مگر گواهى دهد ديدگانم به مى * به يك بوسه از تو ، شرابى مگر به درياى دل مىنشينى ز دور * چه خوش مىگريزى ، حبابى مگر چو از بحر موّاج دل خاستى * بلندى گرفتى ، سحابى مگر به گل خو گرفتى و زان خوب‌تر * هميشه‌بهارى ، گلابى مگر تو درياى لطفى به دنبال دل * ببار ابر رحمت ، سرابى مگر « عطارد » شراب و دف و چنگ و عود * سر اندر هوايى ، شبابى مگر