تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2490

مساهمون:

ص٢٤٩٠

عشقى ( 1302 - 1273 )

سيد محمد رضا عشقى ، معروف به ميرزادهء عشقى ، فرزند سيد ابو القاسم كردستانى ، در سال 1312 هجرى قمرى در همدان تولد يافت و در مدرسهء الفت و آليانس همان شهر به تحصيل پرداخت و تا سن هفده‌سالگى بيشتر نتوانست به تحصيل خود ادامه دهد و چون با زبان فرانسه خوب آشنا بود ، به سمت مترجمى نزد يك نفر بازرگان فرانسوى مشغول كار شد . چندى در شهرهاى مختلف كشور به سير و سياحت پرداخت و سفرى نيز به تركيه رفت . هنگام اقامت در اسلامبول با آزادىخواهان ايرانى درآميخت و منظومهء نوروزنامه كه سرشار از غرور ملى و ميهنى است در آنجا به نظم آورد . عشقى پس از بازگشت به ايران در تهران سكونت گزيد و در سال 1339 هجرى قمرى به انتشار روزنامهء قرن بيستم پرداخت و براثر نشر مقالات تند و انقلابى و دفاع از رژيم جمهوريت مورد خشم محافل ارتجاعى قرار گرفت و در سال 1342 هجرى قمرى در خانه مسكونى خود ، واقع در باغ سپهسالار به دست دو نفر ناشناس به ضرب گلوله كشته شد و در ابن بابويه به خاك رفت . ملك‌الشعراى بهار دربارهء او نوشت : « عشقى يكپارچه قريحه بود ، او به‌قدرى در شاعرى توانا بود كه اگر داس بىرحم باغبان ، آن نهال فضائل را درو نكرده بود ، يادگار زيادترى از گلهاى ادب و شكوفه باطراوت طبع و قريحهء شاعرانه‌اش براى ملت ايران بلكه براى دنيا باقى مىگذاشت . » بهار در مرثيت عشقى منظومه‌اى سرود كه ابيات زير از آن منظومه است :
شبى چشم كيوان ز فكرت نخفت * دژم گشت از او رازهاى نهفت . . . جوانى دلبر و گشاده‌زبان * سخنگوى و دانشور و مهربان . . .