تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2488

مساهمون:

ص٢٤٨٨

وفا آموختم

در درون سينه‌ام مهر بتى اندوختم * آتشى از عشق آن مه در دلم افروختم آتش هجرم به جان و دل زد و مانند شمع * ساختم با سوزش و لب از شكايت دوختم اين دل پرآرزو دارد ز وى امّيدها * جز به امّيد وفا دل را به وى نفروختم نكته‌ها ز اسرار پنهانى به من شد آشكار * در دبستان محبّت چون وفا آموختم

درد جاودانى

بگذشت زندگانى * با رنج و ناتوانى دردا كه جاودانى * باشد نگار ، در دم يك‌دم نشد كه با يار * آن دلبر جفاكار گويم سخن ز اسرار * از قلب دردمندم اى خوب‌تر ز خوبان * اى بهتر از سر و جان رويت چو مهر تابان * بنگر به رنگ زردم من را مبر تو از ياد * با ياد خود نما شاد زان پيشتر كه با باد * خيزد ز جاى گردم

به مناسبت شهادت دكتر سيد رضا پاك‌نژاد در حادثهء بمب‌گذارى حزب جمهورى اسلامى

دريغا رادمردى از جهان رفت * پزشكى مردمى و كاردان رفت نژادش پاك و از نسل نبى بود * پى ديدار جد ، سوى جنان رفت به همراه برادر با « بهشتى » * ز خيل پاكبازان از ميان رفت مؤلّف ، نكته‌دان ، با علم و تقوى * مددكار و رفيق مردمان رفت اگرچه رفت سالار طبيبان * كجا از يادمان آن مهربان رفت
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2488 | سيد محمد باقر برقعى