تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2472

مساهمون:

ص٢٤٧٢

مادهء تاريخ در مرگ مادرش « 1 »

دردا كه نهان هستى ما * با دست اجل درآيد از پا دانى چه بود خرابهء دهر * منزلگه كاروان دنيا يا آنكه سراب بيكرانى * در وادى خشك همچو دريا آهنگ دراى زندگى چيست ؟ * فرياد و فغان پير و برنا ما ره‌سپر ديار مرگيم * امروز رويم يا كه فردا
* *
مادر تو چه زود رفتى ، اكنون * هنگام سفر نبود جانا راضى به چه دل كنم در اين غم * جز آيت كلّ من عليها شد شمع اميد جمع ، خاموش * چون دور شدى ز محفل ما زد « عاطفى » اش رقم به تاريخ * « شد خلد مقام پاك زهرا »

ماده تاريخ در شهادت على تابنده « 2 »

اى دريغا كه عمر مىگذرد * همچو برق جهان شتابنده خدمتى كن چو قدرتى دارى * اى به مهر جهان دل آگنده شيرمردان هميشه جان بازند * در ره خلق و دين چو « تابنده » آن سلحشور جبههء اسلام * نام عبّاس و رتبه فرمانده عضو فتح المبين و خيبر و فجر * آن شهيد وطن بهين بنده بهر تاريخ رحلتش گفتم * « شد به جنّت مقام تابنده »
( 1407 قمرى )
هامش
( 1 ) - مادر حسن عاطفى ، به نام زهرا حجت‌زاده ، فرزند آية اللّه محمد غروى كاشانى ، كه روز اول شهريور يك‌هزار و سيصد و پنجاه و پنج چشم از جهان فروبست . ( 2 ) - على تابنده ، فرماندهء گردان على بن ابى طالب ( ع ) در كردستان در هشتم تيرماه 1366 مطابق با 1407 قمرى به شهادت رسيد .
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2472 | سيد محمد باقر برقعى