تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2469

مساهمون:

ص٢٤٦٩

ماده تاريخ در رثاى دكتر بحرالعلومى « 1 »

آه از اين گردون گردان ، واى از اين دور زمان * كز نشاط و شادمانى نيست در جايى نشان نيست در محدودهء عالم نشان خرّمى * كيميا و قاف و سيمرغ است مانا بىگمان آدمى در دست طوفان حوادث ممتحن * از تولّد تا دم مردن سراسر امتحان نيست در خمخانهء گيتى شرابى جز شرنگ * ساقى دوران چو ريزد باده‌اى در جام جان نيست ما را مهلت ماندن در اين دير دورو * دم‌به‌دم پيك اجل گويد كه برخيزيد هان ماتم ياران و هجران عزيزان روز و شب * زندگى را تلخ سازد بر همه ، خرد و كلان اى دريغ از رحلت « بحرالعلومى » آنكه بود * بحر زخّارى ، محيطى ژرف و ناپيدا كران فاضلى ، دانشورى ، فرزانه‌اى شيرين‌سخن * اوستادى ، عارفى ، وارسته‌اى نيكوبيان سالها در جمع ياران انجمن‌آرا چو شمع * روشن از نور وجودش محفل دانشوران از كمال فضل او بين زنده شد آرى « كمال » « 2 » * معجز عيساست اين ، يا قدرت ملك و بنان
هامش
( 1 ) - دكتر حسين بحرالعلومى ، استاد دانشگاه تهران در آذرماه 1368 برابر جمادى الثانى 1410 قمرى درگذشت . ( 2 ) - منظور چاپ ديوان كمال الدّين اسماعيل اصفهانى است كه به تصحيح دكتر بحرالعلومى انجام و طبع شده است .