جاى وى خالى كنون در جمع اصحاب سخن * ماتمش بر جان ما و جاى او صدر جنان
عاطفى با « آه » بىپايان پى تاريخ گفت : * « باد مينو منزل آن نكتهسنج نكتهدان »
( 1410 - 1 + 1409 قمرى )
ماده تاريخ در رثاى دكتر حسين لسان « 1 »
چيست اين غمخانهء گيتى ، سرايى بىامان * محنتآبادى ، كهن ويرانهاى ، شوم آشيان
ساقى دوران نمىريزد به جام آدمى * جز شرنگ مرگ ، در محدودهء كون و مكان
تلخكاميها كه مىبايد كشيد از جور دهر * گر دو روزى يافتى مهلت از اين دور زمان
پيك مرگ از راه مىآيد كه بربنديد بار * فرصت ديگر نباشد ، رهسپر شد كاروان
اى دريغ از رحلت فرزانهاى صاحبقلم * نكتهسنجى ، نكتهبينى ، نكتهيابى ، نكتهدان
اوستادى ، كاملى ، مالك رقابى در سخن * يكّهتازى در فصاحت ، خسرو ملك بيان
آن سخنسنجى كه در تقرير و تحرير سخن * از دم جانبخش بر الفاظ مىبخشيد جان
آن حسن سيرت ، حسينش نام و استاد ادب * مجمع حسن و كمالات و هنر « دكتر لسان »
صد دريغ از جمع ياران ناگهان بربست رخت * عزم جنّت كرد از اين ماتمسراى خاكدان
* *
ديده بگشا اى لسان ، اى خفته در آغوش خاك * در رثايت بين همه ياران شده رطب اللسان
بىحضورت محفل ما را صفايى نيست ، نيست * اى غمت بر جان ما و جاى تو صدر جنان
* *
بهر تاريخ وفاتش خاطر افسرده گفت : * « خيمه زد زين عرصهء فانى به ملكى جاودان ! »
( 1411 قمرى )
در نخستين سالگردش « عاطفى » تكرار كن * « شد به مينو زين جهان بىامان دكتر لسان »
( 1412 قمرى )
هامش
( 1 ) - دكتر حسين لسان كاشانى استاد دانشگاه تهران در بيستم دىماه 1369 برابر 1411 قمرى بدرود حيات گفت .