تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2456

مساهمون:

ص٢٤٥٦

عارف ( 1313 - 1261 )

ابو القاسم قزوينى ، مشهور و متخلص به عارف ، فرزند ملا هادى ، در سال 1300 هجرى قمرى در شهر قزوين ديده به جهان گشود ؛ تحصيلات قديمه را در زادگاه خود فراگرفت و به دو هنر خط و موسيقى اهتمام بيشترى ورزيد و در اين دو هنر پيشرفت كرد و به شهرت رسيد . عارف در هفده‌سالگى شيفتهء دخترى به نام « خانم‌بالا » شد و با او ازدواج كرد . چون اين ازدواج بدون رضايت پدر و مادر دختر بود كار به جدايى كشيد و او را جبرا به گسستن آن پيوند وادار كردند و ديگر تن به زناشويى نداد و تا پايان عمر مجرد زيست . شرح اين داستان را عارف خود به تفصيل با ديگر داستانهايى كه داشت نوشته و در مقدمهء ديوانش به چاپ رسيده است . عارف با آنكه شعرش از لحاظ ادبى و فنون شعرى داراى نقايص بود ، اما آنچه او را به شهرت و محبوبيت رسانيد ، اين بود كه زبان مردم را به كار گرفت و در راه مردم گام برداشت و بر آستان صاحبان زر و زور سر نساييد و در خدمت آنان قرار نگرفت . ويژگى عارف در شعر ، سرودن اشعار وطنى و هنر تصنيف‌سازى بود و از اين رهگذر ، شورى در آزادىخواهان افكند و تصنيفهاى او به سرعت در ميان مردم پراكنده گشت و بر سر زبانها افتاد . عارف در مدت زندگى همواره با فقر و تنگدستى روزگار گذرانيد و سرانجام در سال 1353 هجرى قمرى در همدان بدرود حيات گفت . نمونه‌هاى زير از نظم اوست :