تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2454

مساهمون:

ص٢٤٥٤
مىبايد بر بلنداى قلّه‌اى برشوم و در سپيده‌دمى زيبا خواب خلق را برآشوبم و نام قشنگت را بر پيشانى آسمان بنويسم و آن را بر تمامى ستونهاى باستانى ميهنم حك كنم و بنويسم بر كاغذ پوسيدهء عاشقانه‌اى ميان دو آجر ديوارهاى قديمى تا جهان به رنگ آبى و سبز درآيد و زيبا شود .

فصل پنجم

در قلمرو عشق مردى مىبايد با تمامى ابعاد ، آهنين كه چارفصل را گذرانده باشد و در فصل پنجم زندگى كند او مىبايد بهار را ديده باشد و آفتاب داغ تابستان را او مىبايد هجوم باد بر برگهاى خزان‌زده را تجربه كرده باشد و نيز سرماى استخوان‌سوز زمستان را او مىبايد برف بلنديها را روفته و با ذخيره‌اى از تجربه و درد در فصل پنجم آرميده باشد فصلى ناممكن و ممكن فصلى كه در آن عشق
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2454 | سيد محمد باقر برقعى