نبودى اگر حبّ او فرض بر ما * ز طاعت به ما فرض رضوان نبودى
نبودى اگر حبّ او در گل ما * گل ما منوّر به عرفان نبودى
نبودى اگر او به ما شاه و مولا * فلك نزد ما چون غلامان نبودى
نبودى اگر مهر رويش برابر * مرا دل به مهرش گروگان نبودى
نبودى رواجى بدين محمّد * گر او دست تيغش به جولان نبودى
نبودى اگر موى او بند عاشق * مرا دل چو مويش پريشان نبودى
نبودى اگر مدح او كار « طوطى » * چنين مرغ طبعش خوشالحان نبودى
نبودى به طوطى ز طوطى نشانه * اگر نطق او شكّرافشان نبودى
نبودى گرش مرتضى يار و رهبر * كلامش مديح امامان نبودى
نبودى گرش مرتضى شاه و سرور * به هرجا جليس بزرگان نبودى
نبودى گرش مرتضى يار و ياور * سخنهاى او قوّت جان نبودى
نبودى همالش كسى در مناقب * اگر كاشى و شمس و حسّان نبودى
نبودى گرش مرتضى حكمفرما * زبانش بر اعدا چو ثعبان نبودى
راه پرخطر
نگارينا ، چه شور است اينكه از عشقت به سر دارم * كه هردم گفتگوى تو به هر شام و سحر دارم
به هر سويى ، به هر كويى ، تو را چويم ، تو را خوانم * نظر فرما ، كرم فرما ، كه امّيد نظر دارم
تويى يارم ، نما يارى ، رهانم زين گرفتارى * به عشقت كافر استم گر سر يار دگر دارم
كجا بينم گل رويت ، الا اى خسرو خوبان * به ياد لعل دلجويت به لب تنگ شكر دارم
تويى منظور و مقصودم ، تويى دلدار معبودم * چو بىيادت شبى سر شد ، جهانى دردسر دارم
همى با نفس بستيزم ، همى از عقل بگريزم * به صحراى جنون ، مجنونصفت قصد سفر دارم