نبودى اگر مرتضى حامى دين * قيامى به اسلام و ايمان نبودى
نبودى اگر تيغ او در معادك * ز بيم عدو يك مسلمان نبودى
نبودى اگر عهد و ميثاق آن شه * به حق حاجت عهد و پيمان نبودى
نبودى اگر دشمنانش به عالم * خدا را دگر خلق نيران نبودى
نبودى اگر دوستانش همانا * نشانى ز جنّات و رضوان نبودى
نبودى اگر چهرهء بافروغش * فروغى به صحراى امكان نبودى
نبودى اگر مولد او به كعبه * طوافش ز اعداد اركان نبودى
نبودى اگر حبّ او ركن ايمان * صفايى به اسلام و ايمان نبودى
نبودى اگر انبيا را به عالم * اثر در كلام رسولان نبودى
نبودى اگر جلوهگاه جمالش * طراوت به رخسار خوبان نبودى
نبودى اگر مظهر هر عجايب * ز كارش خرد لنگ و حيران نبودى
نبودى اگر شهد لعل لب او * حلاوت به شكّر بدينسان نبودى
نبودى اگر بهر چشم غزالش * هزاران هزارش غزلخوان نبودى
نبودى اگر ظلّ گلزار رويش * طراوت به گلزار و بستان نبودى
نبودى اگر چوب حكمش به گردش * فلك همچو گو كاسهگردان نبودى
نبودى اگر صيت و صوتش به هيجا * تن خصم چون بيد لرزان نبودى
نبودى اگر غاصبين حقوقش * به عالم يكى نامسلمان نبودى
نبودى اگر دست خيبرگشايش * گشايش به حصن يهودان نبودى
نبودى اگر نام مشكلگشايش * بر شيعيان مشكل آسان نبودى
نبودى اگر بخشش اندر نمازش * ز حق مدح او زيب قرآن نبودى
نبودى اگر مدحخوانش محمّد * به گفتار من هيچ برهان نبودى
نبودى اگر جبرئيلش به فرمان * امين خداوند سبحان نبودى
نبودى اگر رهنما بوالبشر را * وِرا توبه مقبول يزدان نبودى
نبودى اگر نوح را منجى آن شه * نجاتش ز غرقاب توفان نبودى
نبودى اگر بر خليلش حمايت * وِرا نار سوزان گلستان نبودى
نبودى اگر قدرتش يار موسى * عصا در كفش مار و ثعبان نبودى
نبودى اگر رأفتش حرز عيسى * وِرا جايگه فوق كيوان نبودى
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2435
مساهمون: سيد محمد باقر برقعى
ص٢٤٣٥