تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2432

مساهمون:

ص٢٤٣٢
راه پس رفتن به رويت بسته راه پيش نيست * ازچه‌رو يك‌تن از اين مخلوق فكر خويش نيست با زبان و چشم گويا كور و لالى اى بشر * پيشوايت عرض و جان و مال را تاراج كرد جمله‌تان را پيش توپ و بمبها آماج كرد * مردى از بىقوّتى ، آن سوپ خود درّاج كرد لات و مات و بينوايت آخر آن ليلاج كرد * عور و عريان مانده‌اى از خوش‌خيالى اى بشر صرف فكر و اختراع حربه شد ادراك تو * كارگر در قتل مردم بازوى چالاك تو تل خاكى فابريك و خانه و املاك تو * صرف ماليات جنگى نخل و باغ و تاك تو دست حسرت زين سپس بر دست مالى اى بشر * بوده از اعصار پيشين بر تو حصر راديو مىتوان اين عصر را ناميد عصر راديو * گوش كن با هر زمانى نظم و نثر راديو گر دهى انصاف حقّا هست كسر راديو * هى ز كشتارت كند نشر مقالى اى بشر مىشناسم آنكه داند چارهء درد تو را * ارغوانى سازد آخر چهرهء زرد تو را هم تكاند از لباس جان تو گردد تو را * گرم سازد هم روان مردهء سرد تو را جمع باشى از تفرّق كم بنالى اى بشر