و كنسرتهايى اجرا نموده كه خواننده و نوازنده سلو ويولون و سازنده پيشدرآمد آن خود او بوده است و گاهى هم با خوانندگانى چون اباذرى و سيد رضا عطار و سيد رضا جمالى همكارى مىكرد و در سال 1323 در راديو به عنوان خواننده افتخارى پذيرفته شد و اكثر تصانيفش بهوسيلهء خوانندگانى چون قمر الملوك وزيرى و ملوك ضرابى و روحبخش و داريوش رفيعى در راديو اجرا مىشد و مجموعهء صفحاتى كه قريب سى و سه سال پيش از او ضبط گرديده ، خود سازنده و نوازنده و گوينده اشعار و خواننده آن بوده است .
طالع ويولون را در آغاز از استاد تقى شايگان آموخت و بعد در تهران با ابو الحسن صبا و مرتضى نىداود آشنا شد و از اين دو تن هنرمند استفاده كرد و هنر خود را به كمال رسانيد .
طالع بااينكه در تهران سكونت دارد ، امّا به زادگاهش عشق و دلبستگى زيادى نشان مىدهد و در جايى مىگويد :
هواى شهر اكباتان نسيم دامن الوند * چنان دلبسته دارندم كه عاشق يار جانى را
مرا ترك ديار خود بلاى آسمانى بود * چه چاره مىتوان كردن قضاى آسمانى را
طالع همواره در كانونها و مؤسسات خيريه تهران و همدان با همكارى خود عواطف و روح انسانى خود را نسبت به همنوعان خود نشان داده است .
آتش غم
با كه گويم اى فلك درد نهان خويش را * تا به كى بندم ز ناليدن دهان خويش را
استخوانم ز آتش غم سوخت ، كو يا رب نمى * تا كه بنشانم دمى سوز نهان خويش را
ناله چون باشد گلوگيرم ز غم ، بر آن شدم * تا به اشك ديده بنشانم فغان خويش را
آنچنان گشتم پريشان ، كز پريشانخاطرى * رايگان دادم ز كف تابوتوان خويش را
بخت بدبين كز نگونبختى چو مرغى بوالهوس * عرصهء بيگانه كردم آشيان خويش را