عطر بيدار زمين
آيينه من ، تصوير تو ، بسيار شو ، بسيار شو * كهسار من ، پژواك تو ، تكرار شو ، تكرار شو
خورشيد مىسايد جبين بر خاك و مىبالد زمين * معراج شبنم را ببين ، ايثار شو ، ايثار شو
باران شلنگانداز شد ، ديوانگيش آغاز شد * گل باز شد ، گل باز شد ، بيدار شو ، بيدار شو
اى جام جان ، اى در طنين ، ديگر درآ از آستين * وز عطر بيدار زمين ، سرشار شو ، سرشار شو
ويرانتر از ويرانترم ، باز اين بلا را مىخرم * چون بوى گل روى سرم ، آوار شو ، آوار شو
گيسو پريشان كن بيا ، بر چهره افشان كن بيا * رقصى چو باران كن بيا ، رگبار شو ، رگبار شو
شكست
بر لب بركهء شب ، خندهء خورشيد شكست * زير دندان تبر ، ساقهء امّيد شكست
اشك غم بر سر هر مقبره فانوس گذاشت * بار سنگين عزا پشت شب عيد شكست
كوههء موج ستم از سر ديوار گذشت * باد ، شمشير كشيد و كمرِ بيد شكست
چنگ بر سر زد و گيسوى پريشان ببريد * ناى بىنعره شد و نغمهء ناهيد شكست
گرچه زد خيمه به بالاى سرم تودهء بغض * گرچه در دشت مصيبتزده باريد شكست
آفتاب آمد و بنشست به پاشويهء حوض * گرم شد قلب هوا و يخ ترديد شكست
رويش ريشهء شوق و تپش غنچه در اوست * گرچه در زير تبر ساقهء امّيد شكست
چراغ كوچك
گذشت فصل بهار و جوانهاى ندميد * گذشت وقت نشاط و ترانهاى ندميد
هزار ابر پريشان گريست در دل من * ز باغ شوق تو حتّى جوانهاى ندميد
اگرچه غنچه دميد و گل از گل تو شكفت * براى چيدن گلها بهانهاى ندميد !