تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2360

مساهمون:

ص٢٣٦٠

عطر بيدار زمين

آيينه من ، تصوير تو ، بسيار شو ، بسيار شو * كهسار من ، پژواك تو ، تكرار شو ، تكرار شو خورشيد مىسايد جبين بر خاك و مىبالد زمين * معراج شبنم را ببين ، ايثار شو ، ايثار شو باران شلنگ‌انداز شد ، ديوانگيش آغاز شد * گل باز شد ، گل باز شد ، بيدار شو ، بيدار شو اى جام جان ، اى در طنين ، ديگر درآ از آستين * وز عطر بيدار زمين ، سرشار شو ، سرشار شو ويران‌تر از ويران‌ترم ، باز اين بلا را مىخرم * چون بوى گل روى سرم ، آوار شو ، آوار شو گيسو پريشان كن بيا ، بر چهره افشان كن بيا * رقصى چو باران كن بيا ، رگبار شو ، رگبار شو

شكست

بر لب بركهء شب ، خندهء خورشيد شكست * زير دندان تبر ، ساقهء امّيد شكست اشك غم بر سر هر مقبره فانوس گذاشت * بار سنگين عزا پشت شب عيد شكست كوههء موج ستم از سر ديوار گذشت * باد ، شمشير كشيد و كمرِ بيد شكست چنگ بر سر زد و گيسوى پريشان ببريد * ناى بىنعره شد و نغمهء ناهيد شكست گرچه زد خيمه به بالاى سرم تودهء بغض * گرچه در دشت مصيبت‌زده باريد شكست آفتاب آمد و بنشست به پاشويهء حوض * گرم شد قلب هوا و يخ ترديد شكست رويش ريشهء شوق و تپش غنچه در اوست * گرچه در زير تبر ساقهء امّيد شكست

چراغ كوچك

گذشت فصل بهار و جوانه‌اى ندميد * گذشت وقت نشاط و ترانه‌اى ندميد هزار ابر پريشان گريست در دل من * ز باغ شوق تو حتّى جوانه‌اى ندميد اگرچه غنچه دميد و گل از گل تو شكفت * براى چيدن گلها بهانه‌اى ندميد !