صفى ( 1277 - 1214 )
حاجى ميرزا حسن اصفهانى ، ملقب به صفىعلى شاه ، قطب سلسلهء نعمتاللّهى ، متخلص به صفى ، فرزند محمد باقر ، در سوم شعبان سال 1251 هجرى قمرى در اصفهان از مادر زاد .
پدرش از بازرگانان بود و در كودكى به اتفاق پدر به يزد رفت و تا سن بيستسالگى در آن شهر بزيست و به كسب دانش پرداخت و با عارفان و صاحبدلان درآميخت .
حاج ميرزا حسن ، پس از فراغت از تحصيل به سير و سياحت پرداخت و به هندوستان و حجاز سفر كرد و بيشتر با مشايخ اهل طريقت آن ديار و روم در آميزش بود و سير و سلوك اين راه را از آنان فراگرفت . ازآنپس سفرهايى به نقاط ايران كرد ، تا سرانجام به شيراز رفت و دست ارادت به حاج ميرزا زين العابدين شيروانى داد و سپس به خدمت رحمت عليشاه حاج ميرزا كوچك نايب الصّدر رسيد و مورد توجه قرار گرفت و به صفىعلى شاه ملقب گرديد . پس از فوت نايب الصّدر به خدمت حاج آقا محمد منوّر عليشاه كه نيابت او را داشت رسيد و چندى در مصاحبت او بود و از آنجا به تهران مأموريت يافت و رحل اقامت افكند و به دستگيرى اين فرقه پرداخت ، تا آنكه در بيست و چهارم ذيقعده سال 1316 قمرى بدرود حيات گفت . قبرش در خانقاهى است كه مريدانش در خيابان صفىعلى شاه ساختهاند .
صفىعلى شاه گذشته از جنبههاى عرفانى و تصوف كه مقامى و الا داشت ، مردى اديب و شاعرى سخنسنج بود و در نظم انواع شعر توانا و استاد بود . از تأليفات اوست : 1 - زبدة الاسرار ، 2 - عرفان الحق ، 3 - بحر الحقائق ، 4 - ميزان المعرفة ، 5 - تفسير قرآن منظوم ( كه در حقيقت بزرگترين و مهمترين اثر او به شمار مىرود ) ، 6 - ديوان اشعار . مخمس زير يكى از عالىترين نمونههاى شعر عرفانى اوست :