بازگشت
باز آمدم بهسوى تو اى كردگار عشق * باز آمدم كه در تو پناه آورم ز خويش
از من بگير تابوتوانى كه سركش است * بر من ببخش حلقهء ايمان و طوق كيش
* *
من پيشواى كفر تو بودم به دير درد * يكچند پيروان تو از من گريختند
آنان كه سر به صخرهء بىمهرىام زدند * از دامن نياز خود آخر گسيختند
* *
جادوى غم فريفت زمانى اگر مرا * اكنون گسستهام همه تار فريب را
بگذار كز فراز پناه تو بنگرم * بر باد رفته عمر سراسر نشيب را
* *
پنهان نشايد از تو ، بدان اى خداى عشق * در بازگشت سوى تو تنها نبودهام
مرديست همرهم كه به شبهاى آرزو * پندار پرستارهء او را ستودهام
* *
اكنون نياز قلب مرا بشنو اى خدا * جاويد كن به سينهء ما مهر بندگى
مگذار در تنور هوسهاى زود پا * خاكستر گناه شود پود زندگى
اگر . . .
اگر دوباره قلب او * گذشته را ندا كند
اگر نسيم ياد او * گذر به آشنا كند
اگر ز سرزمين كين * گريزد و صفا كند
اگر رقيب فتنهجو * كنار او رها كند
اگر درستى و صفا * تفاوت از ريا كند
اگر كه ديو بخت من * اطاعت از خدا كند
اگر به عهد اوّلين * نگار من وفا كند
اگر شرار مهر او * دمى دگر بقا كند
ز دست خود نمىدهم * مگر به مرگ دامنش