نه ديگر در اين تن نشاطى مرا * نه ديگر به دل انبساطى مرا
جهان چون گلم در جوانى فسرد * بهارم ز باد خزانى فسرد
كنونم چو يك مرغ بشكسته پر * به زير پر از غم فروبرده سر
نه ديگر نشاط پرافشانىام * نه ديگر هواى غزلخوانىام
ز بىهمزبانى فروبسته دم * جوانى من گشته تاراج غم
دل از صحبت خلق خرسند نيست * لبم را تمنّاى لبخند نيست
مگر عشق معجزنمايى كند * شكست دلم موميايى كند
نشاط مرا نو كند يار نو * دلم شاد گردد به دلدار نو
ايران منى !
اى وطن ! اى كه تو ميراث منى * زادگاه منى و باغ و گلستان منى
ديده بر خاك دلاويز تو دارم شب و روز * كه در آفاق جهان اختر تابان منى
پدرانم همه در دامن تو رفته به خواب * قبلهگاه من و محبوب جوانان منى
خاك و سنگ تو به چشم همه درّ و گهر است * كه اميد من و گنجينهء شايان منى
اى بسا خون عزيزان كه به راه تو بريخت * شعلهء عشق دلاويز فروزان منى
مهد انديشه و شعر و ادب و ذوق و هنر * بارگاه خرد و دانش و عرفان منى
سرزمينى كه چو فردوسى طوسى پرورد * كشور حافظ و سعدى سخندان منى
قرنها لطمه ز امواج حوادث ديدى * ليك چون مادر دلسوز ، نگهبان منى
نشود لحظهاى از ياد تو غافل دل من * كه به گيتى سبب فخر فراوان منى
آنكه بدخواه تو باشد نفسى زنده مباد * كه عزيز من و جان من و جانان منى
تويى اى خاك گرامى ، وطن و ميهن من * بهتر از اين نتوان گفت : كه ايران منى !