تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2320

مساهمون:

ص٢٣٢٠
نه ديگر در اين تن نشاطى مرا * نه ديگر به دل انبساطى مرا جهان چون گلم در جوانى فسرد * بهارم ز باد خزانى فسرد كنونم چو يك مرغ بشكسته پر * به زير پر از غم فروبرده سر نه ديگر نشاط پرافشانىام * نه ديگر هواى غزل‌خوانىام ز بىهمزبانى فروبسته دم * جوانى من گشته تاراج غم دل از صحبت خلق خرسند نيست * لبم را تمنّاى لبخند نيست مگر عشق معجزنمايى كند * شكست دلم موميايى كند نشاط مرا نو كند يار نو * دلم شاد گردد به دلدار نو

ايران منى !

اى وطن ! اى كه تو ميراث منى * زادگاه منى و باغ و گلستان منى ديده بر خاك دلاويز تو دارم شب و روز * كه در آفاق جهان اختر تابان منى پدرانم همه در دامن تو رفته به خواب * قبله‌گاه من و محبوب جوانان منى خاك و سنگ تو به چشم همه درّ و گهر است * كه اميد من و گنجينهء شايان منى اى بسا خون عزيزان كه به راه تو بريخت * شعلهء عشق دلاويز فروزان منى مهد انديشه و شعر و ادب و ذوق و هنر * بارگاه خرد و دانش و عرفان منى سرزمينى كه چو فردوسى طوسى پرورد * كشور حافظ و سعدى سخن‌دان منى قرنها لطمه ز امواج حوادث ديدى * ليك چون مادر دلسوز ، نگهبان منى نشود لحظه‌اى از ياد تو غافل دل من * كه به گيتى سبب فخر فراوان منى آنكه بدخواه تو باشد نفسى زنده مباد * كه عزيز من و جان من و جانان منى تويى اى خاك گرامى ، وطن و ميهن من * بهتر از اين نتوان گفت : كه ايران منى !