آهنگ سوزناك آغاز مىكنند
گويى كه در جوانبشان روح مردهها
پرواز مىكنند
يكسوى ، چند مرد
سرمست و نغمهخوان
رقصند بىخيال سر سنگهاى گور
تارى شكسته ساز كند نغمههاى سرد
سوى دگر بساط دراويش ژندهپوش
خلقى به دور آن
بينا و تيزگوش
سرنا و طبلها ، با ضرب يكنواخت
مسحور مىكنند
بر دستهاى لاغر درويشها به ناز
رقصند مارهاى سيهرنگ پيچپيچ
مبهوت ، چشم دوخته مردم بر اين بساط
اين مردههاى ما
اين زندههاى ما
وين جايگاه شوم ، تفريحگاه ماست .
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2127
مساهمون: سيد محمد باقر برقعى
ص٢١٢٧