تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2117

مساهمون:

ص٢١١٧

انتظار

فروغ ديدهء من ، چلچراغ خانهء من * دوباره ديدن رويت بود بهانهء من صداى هر قدمت را به گوش جان شنوم * بيا كه نام تو جاريست در ترانهء من دلم گرفته‌تر از هر غروب پاييز است * سرشك و گونهء زردم بود نشانهء من صفاى عاطفه‌ات ، عمق پاك درياهاست * دمى چو موج فرود آى در كرانهء من نيامدى كه ببينى چه شام تاريكيست * هزار شيون و غم ، نغمهء شبانهء من به انتظار تو اى بىتو ، جان رسيده به لب * فروچكيد ز چشم ، اشك دانه‌دانهء من تويى بهانهء بودن ، تويى بهانهء گفتن * فروغ ديدهء من ، چلچراغ خانهء من

در بارگه عشق

من تشنه‌تر از پيشم ، بيگانه ز هر خويشم * سوداى تو در جانم ، رحمى به دل‌ريشم گفتند كه سلطانى ، حال دل من دانى * در بارگه عشقت من مفلس و درويشم

بن‌بست زمان

برگرد اميدم ، كه تو را چشم به را هم * بر جاده بن‌بست زمان مانده نگاهم نرگس به دو صد جلوه ، ولى سربه‌گريبان * من غرقه به عشق تو به صد ناله و آهم

صداى پا

دوباره غم‌زده دل را نواى ساز تو بايد * بيا كه تكيهء امنى به شانه‌هاى تو شايد به اشك شوق بشويم ، غبار ، چهرهء زردم * بدان دمى كه ز كوچه ، صداى پاى تو آيد

غم فراق

ترسم فراق تو ديوانه‌ام كند * شب‌زنده‌دار و همدم پروانه‌ام كند ترسم كه آتش غم عشقت به جان شرر * آن‌سان زند كه ساكن ويرانه‌ام كند
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2117 | سيد محمد باقر برقعى