تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2115

مساهمون:

ص٢١١٥
تو اى ماه تابان كه چون سيمگون تاج * بر اين تخت والاى چرخ كبودى پس از ما به شب‌زنده‌داران هجران * همان قصّه سر كن كه با ما سرودى تو اى شب‌نشين قديمم « ثريا » * كه شبها به افسانهء من غنودى به شب غم‌گسارى زندانيان كن * به راز و نيازى و گفت‌وشنودى تو اى چرخ گردنده كز نيزهء برق * كلاه از سر تاج‌داران ربودى به كشت زمين دانهء آدمى را * نكشته به داس مه نو درودى تو اى جويباران چو از جنبش باد * برقصد گل و سرو سر كن سرودى به هرجا كه آزاده‌اى ديدى اى باد * خدا را كه از ما رسانش درودى الا يا صبا نكهتى بر من آور * چو برهم زدى طرهء مشك سودى تو اى ابر گردنده بر صفحهء دهر * كه نقش بسى آرزوها زدودى تو در برگ‌ريز خزانى همانى * كه از ديده باران حسرت گشودى خدا را به ناكامى شاعرى نيز * ببخشاى و از ديده بگشاى رودى و ليكن به سنگ مزار من اين نقش * بهل تا بماند ز ما يادبودى مگر روزى آزاده‌اى اين فسانه * بخواند به غوغاى چنگى و رودى

بگريز

بگريز در آغوش من از خلق كه گلها * از باد گريزند در آغوش گياهى !
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2115 | سيد محمد باقر برقعى