تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2083

مساهمون:

ص٢٠٨٣

سرود در وادى خاموشان

شعرم چه كنى اى عشق دردم كن و دودم كن * دودم كن و مستغنى از بود و نبودم كن دُردىكش غمها را ياراى خُمارى نيست * تأخير مكن ساقى مستم كن و زودم كن در جمع پريشانان خشتى پى بالين نيست * اى دست قضا خشتى از خاك وجودم كن مىسوزم و مىسازم بر ما گذرى مىكن * خودسوز چو عودم بين دمساز چو عودم كن پروانه بجز آتش از شمع چه مىخواهد * دودم كن و سرگردان در چرخ كبودم كن چون جغد به ويرانى رو كردم و خو كردم * در وادى خاموشان گوشى به سرودم كن

مرا بگذار و بگذر

من بار سنگينم مرا بگذار و بگذر * نيكم ، بدم ، اينم ، مرا بگذار و بگذر دانم ز مسكينان بتابى چهره از ناز * انگار مسكينم ، مرا بگذار و بگذر بر مرگ خودسوزى عبث مىگريى اى شمع * منشين به بالينم ، مرا بگذار و بگذر دردم نمىداند كسى بگذار تا مرگ * كوشد به تسكينم ، مرا بگذار و بگذر در ديده رؤياى عدم سنگين نشسته * در خواب شيرينم ، مرا بگذار و بگذر آيينهء دل تيره از زنگار غمهاست * بىرنگ و رنگينم ، مرا بگذار و بگذر بگذار زنجيرم كشد دژخيم ايّام * در خورد نفرينم ، مرا بگذار و بگذر بگذار جز كابوس ناكامى نبيند * چشم جهان ، بينم ، مرا بگذار و بگذر بگذر تا در ماتم ويرانى خويش * چون جغد بنشينم ، مرا بگذار و بگذر

دختر شيرازى

دل گرفتار تو شد باز امشب * نازنين باز مكن ناز امشب غنچه وا كن به شكرخنده كه من * صد شكايت كنم آغاز امشب گر سر سازش يارانت هست * سر مده نغمهء ناساز امشب تا چو پروانه ديوانه كنم * شمع من ! دور تو پرواز امشب تا ربايد لب از آن چشمهء نوش * بوسه‌اى هم غلطانداز امشب تا بگويم ز سر مستى و شور * سر بازار به آواز امشب جلوهء دختر شيرازى برد * رونق خلر شيراز امشب