تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2037

مساهمون:

ص٢٠٣٧
از انگبين و شكر و قند و حديث من * آن لعل شكرين تو شيرين‌تر اوفتد سنگين‌دل‌اند گرچه همه دلبران و ليك * چون قلب سنگ پارهء تو نادر اوفتد من سايه بر سر همه خوبان بيفكنم * گر سايهء دو زلف توام بر سر اوفتد از هجر رويت اى مه نامهربان من * شب تا سحر ز چشم ترم اختر اوفتد روزى كه بين « شورش » و او داورى شود * ترسم خجل به پيشگه داور اوفتد

سلام به شهيدان « 1 »

اى شهيدى كه به خون خفته و گلگون كفنى * اى عزيزى كه به خون غرقه ز عشق وطنى اى جوانى كه در آزادى ايران عزيز * چهره گلگونى و خندانى و خونين كفنى اى پريچهره عزيزى كه در ايّام شباب * خفته در خاك ز بيداد پليد اهرمنى اى شهيدى كه دم مرگ نوشتى بر خاك * « پيشوا زنده و جاويد » ز خون بدنى جان شيرين بنهادى به سر عشق وطن * تا كه پرويز بداند تو همان كوه‌كنى سينهء چاك تو را ديده چو مادر خنديد * پدرى گفت بنازم كه تو فرزند منى نازم آن لحظه كه خونين‌دهنت خندان بود * تا بگويند كه گريانى و خونين‌دهنى نازم آن غيرت و آن همّت و آن عزم بلند * كه جز ايران به دم مرگ نگفتى سخنى اى به خون خفته شهيدان به شما باد سلام * اى كفن‌پوش عزيزان به شما باد سلام

فسانه

پسند خاطر دلهاى شاعرانه تويى * بلاى جان منى ، عشق را فسانه تويى غزال حُسن تويى در غزل فسانه منم * زبان چامه منم ، سوژهء ترانه تويى ز بخت خفته و برگشته يادگار منم * درست طالع فرخنده را نشانه تويى اسير و خسته به كنج قفس فتاده منم * به دل نهاده مرا داغ آشيانه تويى ز سخت‌عهدى و ساده‌دلى نمونه منم * به سست‌عهدى و سنگين‌دلى يگانه تويى
هامش
( 1 ) - شعر فوق را در رثاى شهداى 30 تير سروده است .
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2037 | سيد محمد باقر برقعى