تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2033

مساهمون:

ص٢٠٣٣
دل من سخت مىگيرد * هواى قريه بارانيست . . . درها را كمى وا كن كه عطر وحشى گلها بپيچد در اتاق من كه شايد خيل لك‌لك‌ها نشيند در رواق من [ ] جميله جان ! مىبينى كه ساحلها چه خاموش است ؟ كنار كوچه‌ها ديگر گل لادن نمىرويد ؟ جميله آه . . . برنجستان ما غمگينِ غمگين است و ديگر برزگرها شعر ليلى را نمىخوانند روايتهاى شيرين را نمىدانند هوا در عطر سوسنهاى كوهى بوى اردكهاى وحشى را نمىريزد [ ] و در شبهاى مهتابى صدايى جز هياهوى مترسكها نمىآيد تمام كوچه‌ها دل‌تنگِ دلتنگ‌اند جميله جان ، خداحافظ ! دل من سخت غمگين است .