بوى جوى موليان ( شعرهاى 54 تا 56 در سال 1357 ) ، صور خيال در شعر فارسى ( 1350 ) ، موسيقى شعر ( 1358 ) ، ادوار شعر فارسى ( 1359 ) ، شعر معاصر عرب ( 1358 ) ، حزين لاهيجى ، زندگى و زيباترين غزلهاى او ( 1342 ) ، شاعر آينهها ، بيدل و سبك هندى ( 1366 ) ، گزيدهء غزليات شمس ( 1352 ) ، اسرار التوحيد از محمد بن منور ( 1366 ) ، حالات و سخنان ابو سعيد ، ابو روح ميهنى ( 1366 ) ، مختارنامه مجموعهء رباعيات عطار ( 1358 ) ، مرموزات اسدى در مزمورات داودى نجم الدّين رازى ( تهران - كانادا 1352 ) ، آفرينش و تاريخ از مطهر بن طاهر مقدسى قرن چهارم ترجمه در چهار مجلد ( 47 تا 1351 ) ، تصوف اسلامى و رابطهء انسان و خدا از نيكلسون ترجمه ( 1358 ) ، و نيز كتابى به زبان انگليسى دربارهء تاريخ ادبيات فارسى .
شور و شكستن
نَفَسم گرفت از اين شب ، درِ اين حصار بشكن * درِ اين حصارِ جادويىِ روزگار بشكن
چو شقايق از دل سنگ ، برآر رايت خون * به جنون ، صلابت صخرهء كوهسار بشكن
تو كه ترجمان صبحى به ترنّم و ترانه * لب زخمديده بگشا ، صف انتظار بشكن
« سر آن ندارد امشب كه برآيد آفتابى ؟ » * تو خود آفتاب خود باش و طلسم كار بشكن
بسُراى تا كه هستى كه سرودن است بودن * به ترنّمى دژِ وحشتِ اين ديار بشكن
شب غارت تتاران ، همه سو فكنده سايه * تو به آذرخشى اين سايهء ديوسار بشكن
ز برون كسى نيايد چو به يارى تو ، اينجا * تو ز خويشتن برون آ ، سپه تتار بشكن
سوگنامه
موج موج خزر از سوك سيهپوشانند * بيشه دلگير و گياهان همه خاموشانند
بنگر آن جامه كبودان افق صبحدمان * روح باغند كز اينگونه سيهپوشانند
چه بهاريست ، خدا را ! كه در اين دشت ملال * لالهها آينهء خون سياووشانند
آن فروريخته گلهاى پريشان در باد * كز مى جام شهادت همه مدهوشانند
نامشان زمزمهء نيمشب مستان باد : * تا نگويند كه از ياد فراموشانند
گرچه زين زهر سمومى كه گذشت از سر باغ * سرخ گلهاى بهارى همه بىهوشانند
باز ، در مقدم خونين تو ، اى روح بهار ! * بيشه در بيشه ، درختان ، همه ، آغوشانند