تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1973

مساهمون:

ص١٩٧٣
بودند از : بديع الزمان فروزانفر ، جلال الدّين همايى ، دكتر محمد معين و دكتر پرويز خانلرى . دكتر شفيعى در تهران بيشتر در انزواى از اهل ادب بسرمىبرد و بيشتر حشر و نشرش با مهدى اخوان ثالث ( م . اميد ) و هوشنگ ابتهاج ( ه . ا . سايه ) و دكتر اسماعيل خويى بود و در سال 1348 ازدواج كرد و داراى سه فرزند است ، دو پسر و يك دختر . استاد دكتر شفيعى از سال 1344 تا 1347 در بنياد فرهنگ ايران و كتابخانهء مجلس سنا به كار اشتغال ورزيد و در سال 1348 به‌عنوان استاد تمام‌وقت دانشكدهء ادبيات دانشگاه تهران برگزيده شد و در رشتهء سبك‌شناسى و نقد ادبى و نقد و تحليل متون عرفانى تدريس مىكند . دكتر شفيعى مدتى نيز بنا به دعوت دانشگاههاى آكسفورد انگلستان و پرينستون در ايالات متحدهء امريكا به‌عنوان استاد به تدريس و تحقيق اشتغال داشت و در فاصلهء سالهاى 1974 تا 1978 در دانشگاه نيويورك و دانشگاه پنسيلوانيا ( امريكا ) نيز تدريس مىكرد . در اين سالها ، وى در زمينهء سبك‌شناسى و نقد ادبى به مطالعه و تحقيق اشتغال داشت . از خصوصيات دكتر شفيعى ، پرهيز از حضور در مجامع و كنگره‌هاست و تنها در سال 1369 به كنگرهء شعرى كه در آلمان به دعوت خانهء فرهنگ جهان تشكيل شد شركت كرد كه احمد شاملو و مهدى اخوان ثالث نيز جزو دعوت‌شدگان بودند ، اما شاملو به‌علت بيمارى و معالجه در امريكا نتوانست در آن كنگره شركت كند . از دكتر شفيعى غير از تأليفات عديده‌اش در سى سال اخير ، تاكنون دهها نوشته و مقاله در دايرةالمعارف فارسى دكتر مصاحب و مجله‌هاى سخن و راهنماى كتاب و آينده و جهان نو و مجلهء دانشكدهء ادبيات ، انتشار يافته است . دكتر شفيعى از استادان مبرز و متبحر ادبيات معاصر ايران و از محققين والامقام كشور بشمار مىرود كه در نقد شعر و ادب فارسى صاحب‌نظر است و در شعر و شاعرى نيز مقام والايى دارد و صاحب سبك و شيوهء خاصى است كه او را به نام شاعرى پيشرو مىشناسند و در عين حال شاعرى آزاده و خليق و فروتن و پركار و بدون ادعاست . آنچه از آثار و تأليفات دكتر شفيعى طبع گرديده ، بدين شرح است : زمزمه‌ها ( مجموعه غزل 1344 ) ، شب‌خوانى ( شعرهاى 39 تا 1343 در سال 1344 ) ، از زبان برگ ( شعرهاى 44 تا 1347 در سال 1347 ) ، در كوچه باغهاى نشابور ( شعرهاى 47 تا 1350 در سال 1350 ) ، از بودن و سرودن ( 1357 ) ، مثل درخت در شب باران ( 1356 ) ،