تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1936

مساهمون:

ص١٩٣٦
رحمتى اى جان و دل به جان و دل من * دست بگيرم كه اوفتاده‌ام از پا گير كه من دشمنم چه مىشود اى دوست * گر كه به دشمن صفا كنى و مدارا بر سر مهر و وفا چو ماه من آمد * گفت به لحنى لطيف و دلكش و شيوا شاعر عصر نوى حديث نو آور * هست كهن جامه زشت بر تن زيبا نغمهء نو ساز كن ز دفتر عشاق * گشت كهن داستان وامق و عذرا صرف جنون است نقل قصّهء مجنون * سخت پريش است شرح طرّهء ليلا صحبت پرويز و شور شكر و شيرين * علّت سودا ، فتاد و مايهء صفرا تا نشود چاك‌چاك پيرهن ذوق * دامن يوسف رها كنيد و زليخا بحث سر زلف يار و طرّهء جانان * كى گرهى واكند ز كار دل ما گشته « شريفى » خموش زين سخن آرى * حرف حسابى ندارد اين همه غوغا
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1936 | سيد محمد باقر برقعى