تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1929

مساهمون:

ص١٩٢٩

در ستايش حضرت مهدى ( سلام اللّه عليه و على آبائه الطّاهرين )

مانده‌ام بيدار شب ، در انتظار آفتاب * تا برآيد طلعت يار از ديار آفتاب تا كند نور تجلّى ساحت جان پرفروغ * گشت دل چون ذرّه‌اى در انتظار آفتاب تافت بر مرآت دل تا نور مهر روى دوست * سينه چون سينا شده دل چون منار آفتاب گر غبار تودهء غبرا جهان تارى كند * كم نگردد ذرّه‌اى از اعتبار آفتاب منكر خفّاش‌سيرت چون كند عرض وجود ؟ * كو ز كورى مىكند انكار كار آفتاب منهزم سازد سپاه تيرهء دژخيم شب * طلعت زيبندهء زرين حصار آفتاب خيل ظلمت را مبين در شب چو ديوى سهمگين * صبحدم در يك‌نفس گردد شكار آفتاب آفتاب عدل رحمان صاحب عصر و زمان * مىشود ظاهر به دستش ذو الفقار آفتاب مىرسد آن قاطع البرهان ، امام انس و جان * با شكوه آسمان و با وقار آفتاب مظهر عدل الهى مهدى قائم كز اوست * هم ثبات كاينات و هم قرار آفتاب حامى مستضعفان و ماحى مستكبران * كاشف اسرار قرآن افتخار آفتاب آنكه در ظلّ همايونش برآسايد جهان * ذرّه گردد از لياقت در شمار آفتاب گرد شمع روى او خاصان حق پروانه‌سان * مىكنند آشفته دل ، جان را نثار آفتاب چون عزيز مصر عرفان و اديب انجمن * دوستار خاندان و خواستار آفتاب از محبّان معزّ الاولياء محبوب خلق * نور چشمان « شريف » اند از تبار آفتاب

قصيده در فضيلت نماز براساس آيات و روايات

هرآن‌كه كار به نام خدا كند آغاز * به كاميابى و توفيق مىشود دمساز رسد به بهرهء دلخواه خويش در پايان * كسى كه كار به ياد خدا كند ز آغاز اگر سعادت دنيا و آخرت جويى * به كارِ موردِ خشنودى خدا پرداز بدانچه فانى و واهيست دل نشايد بست * به جاه و مال مبال و به عزّ و ناز مناز بسا بود كه ببينى زوال حشمت و جاه * بسا بود كه ببينى و بال عزّت و ناز فرود آر سر بندگى و طاعت را * به پيشگاه خداى كريم بنده‌نواز چو طاعت تو ، به درگاه او قبول افتد * ز بندگى سر آزادگى به چرخ افراز