تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1928

مساهمون:

ص١٩٢٨
يك سال به علت مبارزات سياسى در ميان دانش‌آموزان دبيرستان تعطيل شد و در سال 1354 دستگير و زندانى گرديد و كوتاه‌مدتى در زندان بود تا آزاد شد و فعاليت سياسى را از سال 1357 تشديد كرد و از طرف فرهنگيان به عنوان رئيس جامعه فرهنگيان انتخاب شد ، ولى مسئوليت را به ديگرى واگذار نمود و در سالهاى آخر خدمت فرهنگى خود بيشتر فقه و فلسفه دين تدريس مىكرد و سرانجام در سال 1358 پس از سى و دو سال خدمت بازنشسته گرديد . شريف از شعراى توانا و نامور كاشان است و تخلص خود را در شعر از نام خانوادگى برگزيد ، ديوان اشعارش متجاوز از دو هزار بيت مىباشد كه تاكنون طبع و نشر نشده است و از طرف ادارهء فرهنگ و ارشاد اسلامى كاشان رياست افتخارى انجمن ادبى سخن را به عهده دارد و شاعران از محضرش كسب فيض مىكنند ، وى مردى خليق و بردبار و فروتن مىباشد و با اينكه دوران بازنشستگى را مىگذارند ، در دانشگاه آزاد اسلامى به تدريس ادبيات عرب و در دانشكدهء پزشكى به تدريس ادبيات فارسى اشتغال دارد . از آثار و تأليفات اوست : مشگل‌گشاى شريف ( در زمينه رياضى ) ، و آموزش فنون شعر و ادب ، كه هنوز به چاپ نرسيده است . اين است نمونه‌هايى از شعر او :

اختر اميد

شد گشوده باب اندوه و عذاب زندگى * از همان روزى كه بگشودند باب زندگى حاصل يك‌لحظه شادى سالها درد و غم است * بنگرى نيكودلا گر در حساب زندگى چون سر زلف نكويان اوفتد در پيچ‌وتاب * هركه چون من اوفتد در پيچ‌وتاب زندگى نيست از رنج خماريهاى فردا باخبر * آنكه سرمست است امروز از شراب زندگى مىدرخشد اختر اميد راحتها « شريف » * چون رسد ما را غروب آفتاب زندگى