تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1792

مساهمون:

ص١٧٩٢
راستى آه ز تأثير نگاه * كه بسوزد دل ابناى بشر چشمش افتاد به چشم من و ديد * در نگاهم ز غم عشق اثر نگهى كرد و به چشمش خواندم * آيت عشق و وفا ، فتح و ظفر

زمينگير

از كينهء آسمان زمينگير شدم * نشكفته گل جوانىام پير شدم جز خون جگر چه حاصل از خوان فلك * ننشسته به خوان او ، ز جان سير شدم

طعنه به خيّام

بنگر ! به پرتگاه فنا ، گام مىزنى * خوش پشت پا به زندگى و نام مىزنى ازبس‌كه شام تا به سحر ، جام مىزنى * روزى رسد كه ، طعنه به خيام مىزنى

سكوت ابدى

دل كه جز راز محبّت جويد * ز آتش جور فلك سوخته به لب كه غير از سخن حق گويد * به سكوت ابدى دوخته به
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1792 | سيد محمد باقر برقعى