تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1726

مساهمون:

ص١٧٢٦

غربت‌نامه

اى از اين غربت بدان غربت سلام * سوى غربتها ز غربتها پيام مىدهد مستوره اين بيماردل * مىفرستد نسخه‌اى از كار دل تن پى جان رفت و جان آهو گرفت * با ملال بومى اكنون خو گرفت
* *
اين زمين عشقها و يادها * آسمان ابرها و بادها مجمر خاكستر و اندرزها * پهنه‌هاى نيلى بىمرزها زير پاى و بر فراز هوش ما * چون دل تلخ و لب خاموش ما
* *
جام صبح و شام برهم مىزنيم * كاسهء خود را ز خود مىآكنيم مانده با ما زين رواق صبرها * گوشه‌اى از آسمان و ابرها گوشه‌اى از اشتياق و انتظار * عكسهاى كهنهء فصل بهار
* *
هريكى مهجور و در تبعيد خويش * در امان غير و در تهديد خويش مىنويسيم اين حكايت بر سحاب * تا ببارد ابر ما آن‌سوى آب وين خطاب از جمع ياران دورها * مىرود تا غربت مهجورها : كاش مىنوشيدم از قعر مغاك * جرعه‌اى از آن عصير خوبناك
* *
در فراموشى امان مىيافتم * راه در خواب زمان مىيافتم ليك گشتم بندباز آب و نان * راهبر در خلسه و خواب زنان شاعر آوارگان ، شب‌گيرها * سرزمين ميله‌ها ، آژيرها
* *
در حصار محنت و محروميم * پاسدار اين ملال بوميم كم‌كَمك صفراى خون گردد زياد * زين ملال دير سال خانه‌زاد تا نفس تنگ آيد و جان بشكرد * رو به ديوار فراموشى برد
* *
عشق پنهان شد در افسوس شباب * ماند فقر مهر و قحط آفتاب