سپانلو در سال 1342 اولين مجموعه شعرش به نام " آه بيابان ! " منتشر شد و در سال 1344 منظومهء " خاك " را چاپ كرد و در سال 1346 مجموعهء " رگبارها " انتشار يافت كه شاعر به تدريج كارهاى نو و تازهاى ارائه مىدهد مانند شعرهاى : برجهاى بارانى ، و ليلى ، كه در حدّ خود كار تازه و جالبى بشمار مىرود . در سال 1347 منظومهاى ديگر به نام " پيادهروها " را منتشر كرد و در سال 1352 " سندباد غايب " را عرضه داشت و در سال 1353 ممنوع القلم شد و روزنامهها اجازه چاپ نام شاعر پيادهروها را نداشتند و تا سال 1356 اين ممنوعيت ادامه داشت و كتاب " هجوم " كه مدتى در چاپخانه مانده بود از چاپ درآمد . در اين مجموعه شعرهايى از چريكهاى عرب فلسطين و پارتيزانهاى ويتنام و موضوعات ديگر بهميان آمده كه مهمترين قطعات موفق آن شعر بلند " هجوم " بود كه مورد توجه قرار گرفت و در سال 1357 مجموعه شعر " نبض وطنم را مىگيرم " منتشر كرد و چند مجموعه شعر ديگر به نامهاى : حكومت شب ، منظومهء خانم زمان ، و ساعت اميد ، از او چاپ شد كه در هركدام شاعر كار تازهاى ارائه كرده است و دو مجموعه ديگر شعر زير چاپ دارد به نام " خيابانها ، بيابانها " و " قايقسوارى در تهران " .
سپانلو غير از آثارى كه بدان اشاره شد تأليفات ديگرى نيز دارد كه قسمتى كار تحقيقى و بخشى ترجمهء آثار نويسندگان خارجى و پارهاى ديگر داستان و ادبيات كودكان است ، بهشرح زير : مردان ؛ باز آخرين واقعيت ؛ دربارهء ادبيات و زندگى ؛ نويسندگان پيشرو ؛ شاعر ترانه ملّى ؛ عادلها ( نمايشنامه از كامو - ترجمه ) ؛ كودكى يك رئيس داستانى ( از ژان پل سارتر - ترجمه ) ؛ دهليز و پلكان ( برگزيده اشعار يانيس ريتسوس - ترجمه ) ؛ آنها به اسبها شليك مىكنند ( از هوراس مككوى - ترجمه ) ؛ مقلدها ( از گراهام گرين - ترجمه ) ؛ امير حمزه صاحبقران و مهتر نسيم عيار ؛ سفرهاى سندباد بحرى ؛ پنج پيكر ( منظومه ) ؛ هيكل تاريك مثنوى داستانى ؛ تبعيد در وطن ؛ كسوف اشعار سالهاى 60 تا 64 ؛ چهار شاعر آزادى ؛ فرس راندن به تقريب ( تأملى در شعر منوچهرى ) ؛ در جستجوى واقعيت ؛ پچپچهاى در ظلمت ( داستان هراسانگيز از اچ . پى . لاو كرافت - ترجمه ) ؛ سرگذشت و آثار گيوم آپوليز ( ترجمه ) .
اينك نمونههايى از شعر او :
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1725
مساهمون: سيد محمد باقر برقعى
ص١٧٢٥