تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1607

مساهمون:

ص١٦٠٧
است . رؤيايى از شعراى نامور معاصر است ، شعرش در محافل ادبى ايران جايى باز كرده و توجه شعراى نسل جوان را به خود معطوف داشته است و همين امر نشان از استعداد خلاقهء او در شعر مىدهد .

قهر

نيمه‌شبها كه در كوچهء يأس * مىرود دزد شبگرد اندوه غم بتازد به ويرانهء دل * سركند وهم چون خيل انبوه
* *
آه حسرت بپيچد به ناله * خون دل راه اشكم بگيرد تو ز ره دشنه در دست آيى * از نهيبت ملالم بميرد
* *
آن زمان كز دم درد ، گويى * كاروان در رگم رانده چاووش مهر در خشم ريزى ، انگار * در شرنگم چكد شهد پرنوش
* *
گر شبى دختر مست فكرم * خسته از انتظار است و خاموش مىرسى تشنه‌دل ، شهوت‌آلود * مىكشى چون عروسش در آغوش
* *
سالها اين‌چنين همچو مادر * مىنوازيم و داريم آرام در دلم رسته گلهاى وعده * وعده‌هايى همه بىسرانجام
* *
دى ، دلم پيش من شكوه مىكرد * كز تو هم هيچ خيرى نديد راست گويد دلم ، چونكه هرگز * دستش از شاخه‌ات گل نچيد
* *
خود خموش و ساكت ولى باز * در نهان درونها چراغى باغى از آرزو سازى و خود * كاروان‌كش به ديوار باغى