دوخته بر ماه و ابر ماهپوش * ديده ، در آغوش دايه ، كودكى
هم به جان ، دل داده به آن پاره نور * هم به دل زين شوق لرزان اندكى
* * بانگ گريه در گلوش آخر شكست * دايه ! زود اين ماه را بهرم بگير
جان من ، دور است مه ، آرام باش * مشت كوبد بر دهانش پس بمير
* * مادر آسيمه برون آمد ، چه سوخت * گر ز دايه دامن از او سوخت دل
طفلكم ! مىگيرمش ، گريان مباش * دايه ! اين دور است مه گفتن بهل
* * زود غربالى بيا اينجا و ماه * از تو چون ترسد كنار ما ممان
دست كودك را بگيرد پس به دست * نرم بخرامد كنار آبدان
* * ماه در آب است جان من ببين * بس كنى گر گريه را مىگيرمش
اى خدا ، اينجاست مه ، مادر بگير * دوست دارم ماه را ، مىميرمش
* * بركه از مه تا به ماهى موج زد * دام پرويزن « 3 » چو آب بركه بيخت
ماهى آنجا ماند و مه همراه آب * نرم از سوراخ پرويزن گريخت
* * ماهى رنگين چو در غربال ماند * طفل را شاخ اميد آمد به بار
آب بىموج و شكن شد چون بلور * « عكس ماه و عكس اختر برقرار » « 4 »
* * باز مىرقصيد مه بر بام چرخ * ماهى رنگين به پيچوتاب بود
آبدان آرام و دايه در شگفت * طفل در آغوش مادر خواب بود
هامش
( 3 ) - پرويزن : غربال
( 4 ) - مصراع از مولوى بلخى است .