تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1359

مساهمون:

ص١٣٥٩
دوخته بر ماه و ابر ماه‌پوش * ديده ، در آغوش دايه ، كودكى هم به جان ، دل داده به آن پاره نور * هم به دل زين شوق لرزان اندكى * * بانگ گريه در گلوش آخر شكست * دايه ! زود اين ماه را بهرم بگير جان من ، دور است مه ، آرام باش * مشت كوبد بر دهانش پس بمير * * مادر آسيمه برون آمد ، چه سوخت * گر ز دايه دامن از او سوخت دل طفلكم ! مىگيرمش ، گريان مباش * دايه ! اين دور است مه گفتن بهل * * زود غربالى بيا اينجا و ماه * از تو چون ترسد كنار ما ممان دست كودك را بگيرد پس به دست * نرم بخرامد كنار آبدان * * ماه در آب است جان من ببين * بس كنى گر گريه را مىگيرمش اى خدا ، اينجاست مه ، مادر بگير * دوست دارم ماه را ، مىميرمش * * بركه از مه تا به ماهى موج زد * دام پرويزن « 3 » چو آب بركه بيخت ماهى آنجا ماند و مه همراه آب * نرم از سوراخ پرويزن گريخت * * ماهى رنگين چو در غربال ماند * طفل را شاخ اميد آمد به بار آب بىموج و شكن شد چون بلور * « عكس ماه و عكس اختر برقرار » « 4 » * * باز مىرقصيد مه بر بام چرخ * ماهى رنگين به پيچ‌وتاب بود آبدان آرام و دايه در شگفت * طفل در آغوش مادر خواب بود
هامش
( 3 ) - پرويزن : غربال ( 4 ) - مصراع از مولوى بلخى است .
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1359 | سيد محمد باقر برقعى