تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 761

مساهمون:

ص٧٦١

استعمار

پنهان به ميان سينه‌ام اسرار است * گويم به كسى كه عاشق پيكار است سودى نبرى ز كارت اى زحمتكش * تا توى جهان پنجهء استعمار است

تودهء زحمتكش

گر بار دگر خلق ز جا برخيزند * با دشمن بىقدرت خود بستيزند بىشبهه و شك تودهء زحمتكش ما * برهم ، همه اوضاع ستمگر ريزند

مفتخور

اين قاعده و رسم به هم خواهد خورد * مظلوم حقوق خود بدر خواهد برد زحمتكش خانه زندگى خواهد كرد * وان مفتخور گنده‌شكم خواهد مرد

اى دوست

در خانهء ما خصم نشيمن دارد * انديشهء آزار تو و من دارد بايد كه ز جا جست ز چنگش بگرفت * اى دوست همان حربه كه دشمن دارد

همدم دل

اى همدم دل غصّهء بيهوده مخور * افسوس و غم بوده و نابوده مخور از بهر نجات مردمان راهى جو * غير از غم درماندگى توده مخور

هيزم‌شكن

هيزم‌شكنى به كنده مىكوفت تبر * شاكى ز خدا و ز قضا و ز قدر گفتم منما شكوه و آماده بكن * خود را كه كنى كاخ ستم زير و زبر
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 761 | سيد محمد باقر برقعى