تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1331

مساهمون:

ص١٣٣١

قدرت عشق

« سوز دل » چونكه اسم يار من است * بعد از اين سوز دل شعار من است زردى چهره و نزارى من * از غم عشق يادگار من است كى بدانستمى كه بازوى عشق * قدرتش بيش از اقتدار من است هدف اينك به تير اين رستم * دل همچون سفنديار من است خوابم از دست برد و اندر خواب * ديدم آن ماه در كنار من است

از مثنوى طول عمر

اولين شرط صحّت انسان * چند چيز است بهر پير و جوان آفتاب و نسيم صاف و لطيف * منزل خشك و خوش‌هوا و نظيف تن و رخت و ظروف پاك و تميز * وز كثافات دورى و پرهيز از غذاها مناسبش را جو * تندرستى دهد غذاى نكو خود به هر نقطه از نقاط زمين * به همه فصل در تمام سنين نمك و نان و شير و بيضه و ماست * سبب طول عمر و صحّت ماست هست در جوهرنمك ز حيات * آنچه پيدا نگشت در ظلمات خواهى از صحّتت شود به كمال * بهر خوردن بجوى آب زلال گردش و كار و راه رفتن تو * خوردن و عيش و نوش و خفتن تو جمله بايد به اعتدال بود * مسلك اعتدال حال بود عدم اعتدال در همه حال * مىكند بنيهء تو را پامال هرچه خواهى به روزگار بكن * ليك شب راحت اختيار بكن تن خود در شباب خسته مكن * تندرستيت را شكسته مكن كم كند عمر را به دهر دو چيز * غم و خوى بد ، اى دو چشم عزيز گر تو خوش‌خوى و خوش‌زبان باشى * دائما خرّم و جوان باشى . . .

قطعه

گر سعادت طلب كنى به جهان * كسب دانش كن از خردمندان بهر سرمشق زندگانى خويش * سرگذشت گذشتگان برخوان